میثم کریمی: فیلم در لحظاتی خود را جدی میگیرد اما دقایقی بعد قصد خنداندن مخاطبش را دارد که در هر دو حالت بدترین خود را به نمایش گذاشته است؛ بدترینی که با کمترین شخصیت پردازی ممکن بوجود آمده بطوریکه تا انتهای فیلم هم نمیتوانیم حتی یک لحظه با هیچکدام از این شخصیتهای گیج و مشنگ همذاتپنداری نمائیم.
میثم کریمی: خندههای آتوسا فاقد قصه است و شخصیتهای سرگردانی دارد که داخل کوپههای قطار حضور دارند و اصولا هیچکاری هم برای انجام دادن ندارند. این افراد قصه را پیش نمی برند و رفتارهایشان که تیپ کامل است.
میثم کریمی: «رسوایی 2» مغلطهای بینمک و نم پس داده از شعارهایی هست که فرهنگ لمپنیسم نیز در آن دخیل شده تا همانند پتک بر سر مخاطبش کوبیده شود و در نهایت هم از او طلبکار شود.
میثم کریمی: رخشان اعتماد برای ساخت آخرین فیلمش دست به کار بزرگی زده و شخصیت های فیلمهای پیشین اش را داستان « قصه ها » کرده و سرنوشت آنان را در شرایط امروز جامعه دنبال کرده است.
میثم کریمی: «گینس» نه فرم دارد و نه محتوا. فیلم مخاطبش را جدی نمیگیرد و بجای خلق یک خط داستانی منسجم و قرار دادن موقعیتهای کمیک متناسب در کنار آن، صرفا مجموعهای از شوخیهای مربوط به پائینتنه را به کار میبندد تا بلکه از این طریق بتواند مخاطبش را بخنداند.
میثم کریمی: کیایی اگرچه توانسته با حفظ ریتم تند و جذاب فیلم مخاطب را با خود همراه سازد اما در فیلمنامه دچار ایراداتی است که باعث میشود «عصر یخبندان» به اثری ممتاز مبدل نگردد.