به ازای هر نفری که با دعوت شما در منظوم ثبتنام میکنند 20 امتیاز میگیرید.
لینک دعوت:


کارگردان: خسرو ملکان
رای کاربر: 1
"مرتضی" هنرمند نقاشی که خواهان زیادی داشته، حالا برای رفع خماری و دریافت مواد لازم، بایستی مشتری برای "کریم" جستجو کند... تصمیمهای پی در پی او برای ترک اعتیاد در گذشته بیثمر بوده تا جائی که همسرش بکلی از او قطع امید کرده است. یکبار وقتی "رسول" دوست دوران مدرسهاش را که حالا سروان ارتش در بوشهر است...

کارگردان: سیروس الوند
رای کاربر: 1
مردی فرزندانش را برای خواندن وصیت نامهاش گرد خود میآورد... ناگهان صداهای مهیبی همه جا را میلرزاند و ریزش آوار بر اثر زمین لرزه آنها را محبوس میکند و آنها در همان حال بر سر تقسیم داراییهای پدر در مقابل یکدیگر میایستند، زمانی که آرامش برقرار میشود، انها به وصیت نامه میپردازند. میراث آنها آبادی...

کارگردان: سیامک اطلسی
رای کاربر: 1
"احمد" پس از بهبودی زخمی که در جنگ برداشته، با اینکه مایل است به جبهه بازگردد اما چون وجودش، به لحاظ شرایط خاصی که در خانواده پپش آمده، الزامی است، لذا تقاضای دوستش را برای کار در کارخانه کنسروسازی پذیرفته و در تهران ماندگار میشود. در کارخانه به هنگام تحویل اجناس، احمد متوجه تقلب و احتکار صاحب کارخ...

کارگردان: ابوالفضل جلیلی
رای کاربر: 1
"بستان" بمباران و سپس اشغال میشود. کودک پدر و مادرش را گم میکند و توسط اردوگاه مهاجرین جنگی به شمال کشور منتقل و در آنجا سرپرستیاش را جنگلبان پیری به عهده میگیرد. کودک که در محیطی ناآرام و پرتلاطم به محیطی سرشار از آرامش آمده است، او اگرچه لحظهای از فکر به شهر و خانوادهاش غافل نیست ولی متدرجاٌ...

کارگردان: نظام فاطمی
رای کاربر: 1
"علی" نوجوان دزفولی، پس از آنکه خانه زندگی و خانواده خود را در بمباران موشکی دشمن از دست میدهد، به فرزندی دکتر حکمتی پذیرفته میشود، علی با اینکه از رفاه برخوردار است ولی همه فکرش رفتن به جبهه و بازستاندن انتقام است و توصیههای دکتر حکمتی نیز در او اثری ندارد و سرانجام "علی" با یک گروهبان شهید میش...

کارگردان: مهدی فخیمزاده
رای کاربر: 1
"رضا" مطرب، که برای دزدی وارد خانهای شده، پس از هجوم نیروهای امنیتی که قصد دستگیری روحانی مبارزی بنام "توحید" را در خانه مجاور دارن، در جریان فرار، دستگیر میشود. در بازجویی، رضا اگرچه سریعاٌ مشخص میشود که جرم او تنها دزدی است اما شباهتش به توحید سبب میشود که نیروهای امنیتی نقشهای طرح و به اجرا ...

کارگردان: مجید قاریزاده
رای کاربر: 1
پدربزرگ با خانوادهاش (پسرش حسین، عروسش فخری_ که هر دو کارمند بانک هستند_ و نوهاش محمد) در خانهای قدیمی زندگی سادهای دارند. ماجرا از آنجا شروع میشود که به "فخری" اطلاع میدهند که وامی برای تهیه مسکن به او تعلق گرفته است. از آن پس او به حسین اصرار می کند که آپارتمانی را خریداری و به آنجا نقل مکان...

کارگردان: سعید حاج میری
رای کاربر: 1
دو منافق در یک خانه تیمی، مترصد دریافت پیام جهت انجام عملیات بعدی خود هستند. یکی نسبت به مواضع سازمان مسئله دارد و دیگری برای ادامه راه راسخ است. ماجرائی باعث میشود که این دو تصور میکند در محاصره نیروهای امنیتی هستند، لذا شروع به مقابله و آتش زدن اسناد و مدارک موجود در خانه مینمایند. در فرصتی که ...

کارگردان: سیروس کاشانینژاد
رای کاربر: 1
نوجوانی روستایی به نام محمد حسین، به جبهه میرود. او ماجراهایی را که روزهای پیش از انقلاب در روستا از سر گذرانده است تعریف میکند. محمد حسین پس از اطلاع از کشته شدن هم ولایتیاش، حاج ولی، به خط مقدم میشتابد، گروهی از سربازان دشمن را میکشد و یک تانک دشمن را نیز منهدم میکند.

کارگردان: عبدالرضا ساعتچیفرد، داود اسماعیلی، علیرضا برخورداری، حسین کامران
رای کاربر: 1
"ناصر"_ یکی از با سابقههای قاچاق مواد مخدر_ هنوز از اینکه "حمید بزرگنیا" ناگهانی کار قاچاق را رها کرده و در ادارهای مشغول کار میشود، ناراحت است و به همین لحاظ به طرق مختلف کوشش میکند که بار دیگر او را بکار سابقش بازگرداند. وی با حوصله ابتدا حمید را معتاد و از خانه و خانواده دور میکند و پس از دو...

کارگردان: منوچهر حقانیپرست
رای کاربر: 1
"خادمزاده" کارمند ساده شهرداری، پس از وقوع انقلاب اسلامی، از اینکه عکسی با "هویدا" نخست وزیر وقت دارد. سخت ناراحت است و تلاش میکند که عکسها را جمعآوری کند در این حال گروهی سعی در فروش زمینهائی بطور غیرقانونی دارند و سعی میکنند که خادمزاده را با وعده و وعید متقاعد به همکاری با خود سازند. اما خ...

کارگردان: فرخ انصاری
رای کاربر: 1
"مشتی" نوکر خانه "حسین خان شفیعی" در جریان توطئهای که از طرف کنسولگری روسیه بر علیه انقلابیون جنگل طراحی شده، قرار میگیرد و خبر را به قوای جنگل میرساند. حسین خان وقتی از عمل مشتی آگاه میشود، پیش از فرار دستور میدهد تا زبان مشتی را قطع کنند. مشتی به اتفاق دخترش به خانه "مراد" در روستا مهاجرت می...