به ازای هر نفری که با دعوت شما در منظوم ثبتنام میکنند 20 امتیاز میگیرید.
لینک دعوت:


رای کاربر: 5
جمعی از جوانان در بحبوحه انقلاب، یک شب اقدام به پخش اعلامیه می کنند. اما مأموران ساواک آن ها را شناسائی و تعقیب می کنند. جوانان در کوچه ها متواری می شوند، اما یکی از آن ها بعد از فرار در مسجدی مخفی می شود. او خود را به گنبد مسجد می رساند و از آن جا اعلامیه را داخل مسجد بین مردم پخش می کند.

کارگردان: مجتبی راعی
رای کاربر: 5
یک تیپ از سپاه پاسداران انقلاب اسلامی قصد آزاد شدن پانزده دهکده در محلی به مساحت 350 کیلومتر مربع از میهن اسلامی را از اشغال دشمن دارد. دشمن از این نقشه اطلاع پیدا میکند و به همین جهت علی جانشنین تیپ معتقد است چنانچه حمله انجام گیرد به علت اطلاع دشمن، همه قتل عام میشوند. دشمن جهت برهم زدن آمادگی ت...
کارگردان: جلال مقدم
رای کاربر: 5
خانوادهای در راه سفر به یکی از شهرهای شمالی کشور، چمدانی را پیدا میکنند. کشمکش برای تصاحب چمدان و یا بازگرداندن آن بین سرنشینان اتومبیل که دو زوج جوان و میانسال هستند در میگیرد. مرد جوان معتقد است که باید از محتوای چمدان با اطّلاع شد و پیرمرد نظرش مغایر اوست و اصرار دارد که شرط امانتداری، بازگردا...

کارگردان: ابوالحسن داوودی
رای کاربر: 5
«مریم مستوفی» و همسرش (استاد رشتهی حقوق در دانشگاه) زندگی آرامی را میگذرانند. او که فرزندی ندارد، از سردردی مزمن رنج میبرد. پس از مدتی در مییابد که سرنوشتی محتوم را پیش رو دارد. مریم در ورطهی ناامیدی مطلق و در برابر وضعیت غیرقابل تحملّی که پیش رو دارد، راههای تازهای را برای معنا بخشیدن به زند...

کارگردان: محمدعلی طالبی
رای کاربر: 5
همه دلخوشی معلم این است که با بچههای مدرسه باغچهای درست کند. او با کوچههای آرام و آفتاب سوختهی کویری خو گرفته است ولی خاطرات گذشته و زادگاهش با اوست، جایی که میتوانست در ایوان خانه بنشیند و به صدای پرندگان در جنگل گوش دهد. یک شب باد وحشی و بیرحم به یکباره آرامش او را به هم میریزد و علاقه به پ...

کارگردان: سعید ابراهیمیفر
رای کاربر: 5
عکاس جوانی ، شب هنگام ، با جسد نیم جان پیرمردی مواجه می شود ، او را به بیمارستان می رساند. بر نیمکت انتظار بیمارستان با مرور دفترچه ی خاطرات پیرمرد ،خود را در قالب او می بیند و زندگی پیرمرد را از کودکی، در کاشان، تا لحظه ی مرگ مرور می کند.

کارگردان: احمد بخشی
رای کاربر: 5
در سالهای دههی (50-1340)، «اسمیت» در پوشش ریاست کمپانی حمل و نقل بینالمللی دریایی در بندر عباس، نفوذ و سلطهی خود را در جهات مختلف تعمیم میدهد و هیچکس را یارای انتقاد از او و مزدورانش نیست. با ارعاب و خشونت هر اعتراضی بیاثر میماند و سرانجام «جمیل» بدون واهمه در برابرشان میایستد و یاران و حام...