به ازای هر نفری که با دعوت شما در منظوم ثبتنام میکنند 20 امتیاز میگیرید.
لینک دعوت:


کارگردان: جمال شورجه
رای کاربر: 10
فرمانده کشتی تجاری «ایران رشادت» پس از بارگیری در بندر فیلیپین متوجه میشود عوامل دشمن یک محموله مواد شیمیایی را وارد کشتی کردهاند آن ها قصد دارند طی نقشهای حساب شده خبرنگاران و دست اندرکاران محیط زیست را در سنگاپور بر روی عرشه کشتی حاضر کنند تا با تبلیغاتی دروغین خبر تولید و نگهداری سلاحهای شیمی...

کارگردان: محمدحسین لطیفی
رای کاربر: 10
«افشار» مدیرعامل یک کارخانهی خودروسازی در پی اخراج «بهزاد شایقی» رانندهی رالی کارخانه به دنبال بسیجی جانباز «امیر هادیان» قهرمان سابق مسابقات اتومبیلرانی، است. «امیر» که سالهاست به دلایل خاصی از شرکت در مسابقات کناره گرفته، پیشنهاد «افشار» را قبول نمیکند و...

کارگردان: اصغر هاشمی
رای کاربر: 10
گروهی خرابکار برای براندازی نظام جمهوری اسلامی ایران اقدام به چاپ اسکناس و وارد کردن مواد مخدر میکند. یکی از افسران نیروی انتظامی مأموریت مییابد که این توطئه را کشف و شبکهی خرابکاری را نابود کند. او از یکی از دوستان قدیمی خود کمک میگیرد و...

کارگردان: رامبد لطفی
رای کاربر: 10
دختری به نام «مریم» با مادرش در بوداپست زندگی میکند. او هنگام تحصیلات دانشگاهی پی به نامههایی میبرد که توسط پدرش از ایران نوشته شدهاست. حال او در پی شناختن هویت واقعی خود است. بدین ترتیب است که تدارک سفر به ایران و زادگاهش را میبیند. این در حالی است که خبر ازدواج مجدد مادرش را با مدیر کارخانها...

کارگردان: جمال شورجه
رای کاربر: 10
«عزیز» از اینکه دهم محرم سالهای قبل از انقلاب به هنگام درگیری عزاداران با عوامل رژیم شاه که به حمایت از چند دیپلمات مست آمریکایی آمده بودند فرار کرده، دچار تشویش خاطر و عقده حقارت است. تنها فرزند او، شانزده سال پس از ماجرای آن شب تحت تأثیر دایی خود و شرایط اجتماعی و عقیدتی پس از انقلاب گرایشات مذهب...

کارگردان: کیومرث پوراحمد
رای کاربر: 10
قصهی اول: جدول ضرب - «مجید» ریاضیاش ضعیف است. دبیر ریاضی جدول ضرب را با تسبیح از او میپرسد. برای «مجید» تسبیح کابوس میشود. «مجید» در جستجوی راهی است که از این کابوس خلاص شود، اما بیشتر به مخمصه میافتد... قصهی دوم: تشویق - «مجید» یکبار از ریاضی چهارده میگیرد. آقای ناظم میخواهد سر صف دربارهی...

کارگردان: کیومرث پوراحمد
رای کاربر: 8
نوجوانی به نام «مجید» مشغول ساختن یک فیلم 8میلیمتری است. تحت شرایطی «مجید» مجبور میشود پولی را که برای تهیهی نگاتیو در اختیار دارد به کسی بپردازد و بعد شرم مانع میشود که پول را از آن شخص مطالبه کند. از این مرحله است که درگیریها شروع میشود. درگیریهای «مجید» هم شکل سینمایی دارد به طوری که فقط تا...