به ازای هر نفری که با دعوت شما در منظوم ثبتنام میکنند 20 امتیاز میگیرید.
لینک دعوت:


کارگردان: اصغر فرهادی
رای کاربر: 1
روایتگر داستان زوج جوانی است که در حال اجرای نمایشنامه مرگ فروشنده آرتور میلر هستند. رابطه آنها پس از نقل مکان به خانهای که پیشتر زنی به نام آهو در آن ساکن بود، به خشونت کشیده میشود.

کارگردان: هادی مقدمدوست، دانش اقباشاوی، سید روحالله حجازی، محمد هادی نائیجی
رای کاربر: 1
فیلمی اپیزودیک با موضوع دینی و مفاهیم عاشورایی است که توسط چهار کارگردان جوان و مطرح ایرانی در کشور عراق و شهر کربلا ساخته شده است...

کارگردان: بهمن گودرزی
رای کاربر: 1
همیشه تو زندگیم دنبال یه پاس طلایی بودم ولی بهم پاس که ندادن هیچ، خودشون توپ رو کردن تو گل! اونا شدن غزال تیزپا، من شدم شیر، بی یال...

کارگردان: محمد اسد نیا
رای کاربر: 1
وقتی مسافر محترمی از خارج از کشور مهمان شماست و شما برای حفظ آبرو حاضر به انجام هر کاری هستید، ماجراهای جالبی رخ میدهد…

کارگردان: علی احمدزاده
رای کاربر: 1
دو دوست از یک مهمانی شبانه قصد بازگشت به خانه با ماشین خود را دارند. در مسیر راه با افراد و حوادثی روبرو میشوند که در فیلم در دو بخش "واقعی" و "فرا واقعی" به نمایش گذاشته میشوند...

کارگردان: محمدرضا ممتاز
رای کاربر: 1
این فیلم زندگی خانوادهای اصفهانی را روایت میکند که با وجود مشکلات پیش رویشان درگیر جنگ میشوند همین مسئله برای آنها حواشی مختلفی در پی دارد...

کارگردان: بهرام توکلی
رای کاربر: 1
تو میدونی من از چیه مارادونا خوشم میآد؟ از اینکه تو زندگیش هیچوقت واقعیت و رویا براش مرز نداشت، وقتی بازی میکرد با همه وجودش بازی میکرد، پرواز میکرد، بازی نمیکرد، وقتی معتاد شد یه کوه کوکائین میریخت جلوش د بکش همه چیزو تا تهش میرفت، خودشو لوس نمیکرد... همهاش برای این بود که واقعیت و رویا ب...

کارگردان: داریوش مهرجویی
رای کاربر: 1
فرزاد (جراح دندان پزشک) پس از سالها به ایران می آید تا دور از مسایل آشفته زندگیاش نفسی تازه کند. ولی ورود او هم زمان است با پدیدار شدن یک شی مرموز شبه فضایی و خانم دکتر یاسمین و سنگهای جادوییاش که رفاقت دیرینه فرزاد و کامبیز را که سالهاست در همسایگی هم و در کنار دریا زندگی میکنند به جدالی بیهود...

کارگردان: پریسا بختآور
رای کاربر: 1
تهران - جمعه؛ محمد و شیرین تنها تا بعدازظهر فرصت دارند هزینه صافکاری ماشین تصادفی را که سوار آن هستند تامین کنند، شیرین جرات ندارد ماشین پدر را که یواشکی از خانه بیرون آورده و با آن تصادف کرده، با آن وضع به خانه برگرداند. آنها راهی خانه ای در آپارتمانی در شمال شهر میشوند تا با کاری که انجام میدهند...