به ازای هر نفری که با دعوت شما در منظوم ثبتنام میکنند 20 امتیاز میگیرید.
لینک دعوت:


کارگردان: مهدی مظلومی
رای کاربر: 2
داستان سه مامور خارجی است که برای انجام عملیاتی با یک نقشه دقیق و از پیش تعیین شده وارد ایران می شوند اما از لحظه ورود با موقعیت های ویژهای روبرو می شوند که برنامههای آنها را به هم میریزد.

کارگردان: شهرام شاهحسینی
کلاف: داستان فیلم نیز از جایی آغاز می شود که فریبرز (علی انصاریان) با پیشنهاد انجام کارهای خلاف مواجه می شود و برای کسب درآمد، شروع به کارهای خلاف و شرورانه می کند....

کارگردان: شهرام شاهحسینی
کمین: چند مامور وزارت اطلاعات ماموریت دارند تا از یک پروفسور علم ژنتیک ایرانی در مقابل عوامل دشمنان خارجی محافظت کنند. از طرفی دکتر رستگار جاسوس خارجی ها با مریم دختر پروفسور طرح دوستی می ریزد و...

کارگردان: علی احمدزاده
دو دوست از یک مهمانی شبانه قصد بازگشت به خانه با ماشین خود را دارند. در مسیر راه با افراد و حوادثی روبرو میشوند که در فیلم در دو بخش "واقعی" و "فرا واقعی" به نمایش گذاشته میشوند...

کارگردان: محمدرضا نجفیامامی
پیرمردی به حرفه نقالی مشغول است و ابزار کارش، عروسکهای شخصیتهای شاهنامه است. هنگامی که عروسکهای پیرمرد به کمک انیمیشن جان میگیرند، همه چیز تغییر میکند و داستان مهیجی آغاز میشود...

کارگردان: مسعود یزدانیفر
سه دوست و هم محلهای قدیمی بعد از سالها در یک گروه خلافکار قرار میگیرند و در پی یک معامله بزرگ هستند که اقدامات فردی موجب میشود آنان تصمیم به نابودی یکدیگر بگیرند.

کارگردان: کیارش اسدیزاده
روایت زوج جوانی است که ناخواسته برای مدت کوتاهی از فرزند دوست خود نگهداری میکنند اما حادثه ای برای کودک باعث می شود که زندگی این زوج به بحران کشیده شود...

کارگردان: شهرام شاهحسینی
مرتضی قصد دارد خانه کوچکشان را زیر قیمت بفروشد تا زودتر از محله و نگاه سنگین مردمانش فرار کند...


کارگردان: خسرو معصومی
سالار یکی از ملاکین بانفوذ منطقه هزارجریب، در آرزوی فرزندی تصمیم میگیرد برای چهارمین بار ازدواج کند. آقعمو که معتاد به مواد مخدر است و در گاوداری صالح مشغول به کار است، میپذیرد در ازای پرداخت بدهی که به صالح دارد، دخترش را به عقد برادرش سالار در بیاورد. بهار که از قبل دل در گرو کسری داشته، در مق...

کارگردان: کاوه سجادیحسینی
شکوفه و پیمان زوج جوانی هستند که مرتکب دزدی شدهاند و به بندر انزلی میروند تا شخصی را ملاقات کنند، غافل از اینکه طمع آنها پرخطر است...