به ازای هر نفری که با دعوت شما در منظوم ثبتنام میکنند 20 امتیاز میگیرید.
لینک دعوت:


کارگردان: ندارد
رای کاربر: 2
فرهاد عاشق آرزو است و قصد ازدواج با او را دارد. جلال پدر فرهاد مخالف ازدواج آنهاست. فرهاد بعد از مشاجره با پدر خود سوار ماشین می شود تا به نزد آرزو برود اما در راه با پیرمردی تصادف می کند و این تصادف منجر به مرگ پیرمرد می شود و ......

کارگردان: جواد مزدآبادی
رای کاربر: 2
ذبیح و غلام، دو شخصیت محوری این داستان، از طبقات پایین اجتماع هستند که طی ماجراهایی طنزآمیز اتومبیل نعشکش خود را از دست میدهند و مجبور میشوند برای گذران زندگی، با موتورسیکلت، جنازههای مشتریان خود را جابهجا کنند، سکانس رویارویی ذبیح و غلام با پسر متوفی از سکانسهای جذاب فیلم است.

کارگردان: حمیدرضا صلاحمند
رای کاربر: 2
دو دوست از دو طبقه اقتصادی و اجتماعی متفاوت روزگار خوبی را با یکدیگر گذراندهاند. تا اینکه یکی احساس میکند دیگری به او نارو زده. این دو باز یکدیگر را مییابند و رابطهشان از نو شکل میگیرد اما همواره احساس بدبینی و سوءتفاهم میانشان وجود دارد.

کارگردان: ابراهیم وحیدزاده
رای کاربر: 2
فرشته بیوه زنی است که در محله ای قدیمی با خانواده اش زندگی میکند. پدر او غیاثی به دلیل بدهکاری به سوپری محل رمضون سبیل میخواهد فرشته را به او بدهد و از مسئولیت او خلاص شود . فرشته دنبال کار است اما پیداکردن کار برای او که در بدترین شرایط زندگی میکند کار سختی است . یک روز دخترخاله او مگی که همراه با ...

کارگردان: بهرام توکلی
رای کاربر: 2
امین که آهنگساز و نوازندهی پیانو است، پس از ازدواج با رویا بازیگر تئاتر، با مشکلات زیادی روبهرو میشود که زندگی آنان را تحتالشعاع قرار میدهد تا جایی که کارش را رها میکند، همسرش را از دست میدهد و دچار وضعیت نامتعادلی میشود.

کارگردان: محمدعلی باشهآهنگر
رای کاربر: 2
پس از سالها خبر میرسد که ایوب، مردی که گفته میشد در جنگ ایران و عراق کشته شده، زنده است. داوود، برادر ایوب، با رخشانه، همسر ایوب ازدواج کرده، پسر او را بزرگ کرده است. به علاوه، داوود از رخشانه صاحب یک دختر است. اکنون باید با شنیدن خبر زنده بودن برادر، داوود و رخشانه که چندین سال است در کنار هم زن...

کارگردان: سعید سهیلی
رای کاربر: 2
سه نفر که قصد کشتن مادربزرگ و دزدیدن پولهای او را دارند ، با شکست روبرو می شوند.

کارگردان: بهرام بهرامیان
رای کاربر: 2
مهندس جوانی از طرف هیأت مدیره شرکت محل کارش، همراه زن باردار خود عازم یک مأموریت کاری در ایروان میشود. به تدریج روزهای آفتابی این زوج، جای خود را به روزهای تیره میدهد. حوادثی در راه است.