به ازای هر نفری که با دعوت شما در منظوم ثبتنام میکنند 20 امتیاز میگیرید.
لینک دعوت:


کارگردان: سیامک شایقی
رای کاربر: 2
آقامحرم، جنگلبان کارکشته جنگلهای (زیرآب) مازندران، توسط قاچاقچیان چوب به شدت مضروب شده و در بیمارستان بستری است. یحیی پسر جوان آقامحرم، علیرغم آنکه تمایلی به ادامه راه پدر نداشته، آقامحرم را با خود به کلبه جنگلی میبرد تا هم مراقبت از او را به عهده بگیرد و هم ناگزیر مراقبت از جنگل را، اما قاچاق...

کارگردان: امیرشهاب رضویان
رای کاربر: 10
دو دزد پیر کهنه کار، آقاکمال و آقاجمال پس از سال ها از زندان آزاد می شوند و به امید دریافت سهم خود از آخرین سرقت مشترکشان به سراغ همدست شان، اسی خانم می روند، اما...

کارگردان: مجید برزگر
رای کاربر: 9
آقای صفری 83 ساله، کارمند بازنشسته اداره پست که در شهرکی قدیمی در تهران زندگی میکند، پس از مرگ همسرش تنهاست. تنها پسرش که خارج از ایران است تصمیم دارد او را برای دیدار و مداوا به کانادا دعوت کند. مقدمات این سفر، زندگی آرام و معمولی او را کمی به هم میریزد...

کارگردان: محمد رحمانیان
رای کاربر: 10
داستان یک گروه دورهگرد نمایشی است که در سالهای ٦٨-٧٣ فیلمهای تاریخ سینما را در روستاهای دورافتاده و قهوهخانهها برای مردم اجرا میکنند...

کارگردان: محمدابراهیم معیری
رای کاربر: 1
گلوگاه داستان مردمی است که هیچگاه آنها را ندیدهایم و همیشه در جادهها از کنارشان به سادگی عبور کردهایم و این عبوری است از شمال تا جنوب و از شرق تا غرب...

کارگردان: وحید موسائیان
رای کاربر: 10
اشرف خان صاحب سینمای کابل است که پس از سقوط دولت کمونیستی نجیبالله و تسلط مجاهدین بر کابل میخواهد سینمایش را بازسازی کند اما یکپارچگی دولت دیری نمیپاید و جنگهای داخلی بار دیگر از خرابههای کابل سر برمیآورد و این جنگ به فیلمخانه ملی افغانستان نیز راه مییابد، جایی که تاریخ تصویری یک ملت در آن ن...

کارگردان: مجید برزگر
رای کاربر: 7
پسر نوجوانی در آستانه ی جدایی پدر ومادرش زندگی جدیدی را تجربه می کند….

کارگردان: مجید برزگر
رای کاربر: 10
پرویز مردیست پنجاه ساله که همیشه با پدرش در شهرک آتی ساز تهران آرام زندگی کرده است. وقتی پدر پرویز، که تصمیم به ازدواج گرفته از او می خواهد خانه را ترک کند، پرویز ناگهان خود را در جهانی جدید و بیگانه می یابد. او تصمیم می گیرد به پدر و اهالی شهرک نشان دهد که نمی توانند به این آسانی او را از زندگی شان...