به ازای هر نفری که با دعوت شما در منظوم ثبتنام میکنند 20 امتیاز میگیرید.
لینک دعوت:


کارگردان: کیومرث پوراحمد
رای کاربر: 7
مجید در تدارک سفر به شیراز است که اولین سفر اوست. او برنامه های زیادی برای سفرش دارد ولی همه چیز برخلاف پیش بینی او پیش می رود.

کارگردان: حسین قاسمیجامی
رای کاربر: 7
فیلم در سه اپیزود پیوسته، از نگاه یک عکاس دوره گرد بازار اتفاق می افتد و نگاهی به موقعیت اجتماعی آدم ها در جامعه و جنگ دارد. قصه اول، ماجرای دزدیده شدن دوربین عکاسی عکاس دوره گرد است. او تلاش می کند دوربینش را پیدا کند. اما به نتیجه ای نمی رسد، تا اینکه دزد را پیدا می کند... پس از آن قصه دوم شکل می ...

کارگردان: محسن مخملباف
رای کاربر: 7
«اکبر عبدی» بازیگر سینما تصمیم میگیرد صرفاً در فیلمهای هنری بازی کند، اما همیشه به خاطر پارهای مشکلات، به خصوص مشکلات مالی مجبور به بازی در فیلمهای تجاری میشود. این بار تصمیم قطعی گرفته است، اما پی میبرد که همسرش عزمش را جزم کرده که فرزندی داشته باشد، اما او نازاست. زندگی آنها دچار مشکل میشو...

کارگردان: مرتضی شاملی
رای کاربر: 7
فیلمسازی برای ساختن فیلمی از «نصف جهان» به آن شهر سفر میکند. او ناگهان یکی از پرسوناژهای فیلمنامهی خود را در آنجا میبیند و به تعقیبش میپردازد، اما او را در راستههای بازار گم میکند. فیلمبرداری بر اثر حملات موشکی عراق متوقف میشود. گروه فیلمبرداری شهر را ترک میکند، اما فیلمساز برای پیدا کردن پر...

کارگردان: داریوش مهرجویی
رای کاربر: 7
«حسام» برای درمان بیماریاش مجبور است به خارج از کشور مسافرت کند. «سارا» همسر وی، مخارج او را تأمین میکند، اما میگوید که این پول را از محل ارثیهی پدرش به دست آورده است. «حسام» بهبود مییابد. «سارا» پنهان از چشم شوهرش با کار سخت و مداوم خیاطی سعی میکند بدهیهای خود را پرداخت کند. «گشتاسب» مردی که...

کارگردان: مسعود کیمیایی
رای کاربر: 7
«صادقخان» رفیق دوران جوانیاش «رضا» را بعد از بیست سال دوری برای عروسی پسرش به تهران دعوت میکند. آنها در این مدت به خاطر سوءتفاهمی یکدیگر را ندیدهاند. بیست سال پیش «رضا» چند روز قبل از عروسیاش با «طلعت»، به زندان میافتد. بعد از انقلاب در همان شهری که زندانی بوده میماند و کار میکند. وقتی به ت...

کارگردان: سید علی سجادی حسینی
رای کاربر: 7
«مراد» پسرکی است که به قصههای قدیمی دلبستگی زیادی دارد و قصههای مادربزرگ را با حوادث واقعی روزمره در هم میآمیزد. یک روز سینای پیر برای تحقیق دربارهی آثار باستانی و چشمهی سرخ به ده میآید و نشانی چشمهی سرخ را از مراد میگیرد. «مراد» او را به جای یکی از آدمهای بد قصهی مادربزرگ میگیرد و در داد...