به ازای هر نفری که با دعوت شما در منظوم ثبتنام میکنند 20 امتیاز میگیرید.
لینک دعوت:



کارگردان: احسان عبدیپور
رای کاربر: 3
این فیلم داستان پسربچهای است که راهی سازمان ملل میشود تا پیام صلح ایرانیان را به رئیسجمهورهای جهان برساند و همچنین از حقوق کشورش دفاع کند! همچنین بیانیه وی خطاب به خانواده و دوستانش در فیلم خوانده میشود...

کارگردان: داود خیام
رای کاربر: 3
داستان این فیلم که بر اساس اتفاقات واقعی است، بین سال های ۹۱ تا ۹۲ میگذرد که روایتگر شرایط زن فیلم به نام «ماحی» است. شرایطی که بازگو کننده معنای کلمه ماحی است که از آن به معنای محوکننده یا نابودکننده یاد میشود.

کارگردان: رسول ملاقلیپور
رای کاربر: 3
دشمن از زمین و هوا به خرمشهر هجوم آورده و این شهر با نیروی معدود کسانی که ماندهاند مقاوت میکند. "مرتضی" به اتفاق گردانش از تهران عازم خرمشهر میشود. مرتضی در اهواز به سرهنگ فرمانده نظامی مراجعه و از وی درخواست یک هلیکوپتر میکند که بتواند در اختیارش را وارد "خرمشهر" کند اما نماینده "بنی صدر" فرما...

کارگردان: حبیب کاوش
رای کاربر: 3
"دوست" "محمد بلوچ" و دو برادر بزرگترش بعد از اینکه پدرشان به وسیلهی خان_ بدلیل آنکه برابر سنت معمول خانها که فرزندان کارگران جزو مایملک خوانین هستند_ ایستادگی کرد و کشته شد، عصیان کرده و به کوه زده و اسلحه به دست میگیرند. دوست محمد بلوچ به زودی محبوب بل.چها شده و لقب "دادشاه" میگیرد. خانها ن...

کارگردان: سروش محمدزاده
رای کاربر: 3
آنها نمیدانستند اتفاقی میافتد که چهارشنبه را برایشان روزی متفاوت خواهد کرد...

کارگردان: ابوالحسن داوودی
رای کاربر: 3
دکتر «رضا کمالی» با تنها فرزندش «سینا» رفتاری خشونتآمیز دارد. وی این شیوه را جزیی از روش تربیتی خود میداند و شدیداً بر آن اصرار میورزد. دکتر «کمالی» دوستی قدیمی را در بیمارستان ملاقات میکند و پس از این ملاقات در منزل او وقایعی غریب اتفاق میافتد. وقایعی آنچنان غیرمنتظره که در نهایت دکتر را به سف...

کارگردان: محمد جوانمرد
رای کاربر: 3
یک تریلی حامل گوشت از جنوب به طرف تهران در حرکت است. رانندهی تریلی به علت نزدیک بودن وضع حمل همسرش، سعی دارد هرچه زودتر خود را به تهران برساند. بین راه طی حادثهای، مسافری فراری، پنهانی سوار تریلی میشود. پلیس در تعقیب این مرد است و برای دستگیریاش جادهها را مسدود کردهاند. طی راه بین راننده و مسا...



کارگردان: شالیزه عارفپور
رای کاربر: 3
ماهی عاشق یک پسر افغانی می شود و به خاطر رسیدن به او والدین خود را رها می کند و به تهران میرود. و پس از کش وقوس های فراوان با حیران ازدواج میکند. در زمانی که او منتظر به دنیا آمدن پسرش هست حیران ناپدید میشود...