به ازای هر نفری که با دعوت شما در منظوم ثبتنام میکنند 20 امتیاز میگیرید.
لینک دعوت:


کارگردان: اکبر منصور فلاح
رای کاربر: 10
مسعود، یاشار و کامران سه جوان هستند که در آستانه ترشیده شدن هستند و تلاشهای بسیاری برای جلوگیری از اتفاق میکنند که در این مسیر اتفاقات جالبی برایشان میافتد که سراسر خنده و شادی است …

کارگردان: سیدمسعود اطیابی
رای کاربر: 10
قصه فردی به نام بهرام را روایت میکند که در یک حادثه، دچار مرگ مغزی میشود و با یک معجزه دوباره به زندگی برمی گردد.

کارگردان: محمد خراط زاده
رای کاربر: 10
وقتی اعتماد داری یعنی عاشقی، بعضی وقتا عشق رازی ست میان 3 نفر.

کارگردان: آرش معیریان
رای کاربر: 10
سه جوان موزیسین سعی زیادی دارند اسیر موسیقی بازاری نشوند و به اجرای قطعات موجه بپردازند اما عدم اقبال مخاطبان موجب میشود به سراغ نوعی از موسیقی بروند که علیرغم جدی گرفته نشدن از سوی کارشناسان، مخاطبان فراوانی دارد.

کارگردان: کاوه سجادیحسینی
رای کاربر: 10
شکوفه و پیمان زوج جوانی هستند که مرتکب دزدی شدهاند و به بندر انزلی میروند تا شخصی را ملاقات کنند، غافل از اینکه طمع آنها پرخطر است...

کارگردان: علی عطشانی
رای کاربر: 10
قصه درباره ی پسری (با بازی جواد رضویان) است که پا به سن گذاشته و تا کنون ازدواج نکرده است و مخالف شدید ازدواج هم هست اما…

کارگردان: علی عبدالعلیزاده
رای کاربر: 10
جوان ساده دلی که با وجود تلاشهای فراوان در تامین معاش شکستهای سختی را متحمل شده و زندگی زناشوییاش نیز...

کارگردان: رهبر قنبری
رای کاربر: 10
یکی از مدیران سابق دولتی با استفاده از ارتباطات و زد و بند به ثروتی نجومی رسیده و امروز در حوادث و اتفاقاتی فانتزی با وجدان خود درگیر می شود.

کارگردان: حامد کلاهداری
رای کاربر: 10
«شاباش» داستان زندگی حاج احمد عباچی (اکبر عبدی) را روایت میکند که پول پیش خانهاش را در عروسی خواهرزادهاش شاباش میدهد و درگیر اتفاقاتی میشود.

کارگردان: مسعود تکاور
رای کاربر: 10
درباره چند جوان است که از مسیری سریع اما پر خطر، همه چیز را می خواهند یک شبه بدست بیاورند، اما.

کارگردان: سعید سهیلی
رای کاربر: 10
فواد از خانوادهاش خداحافظی می کند و به سمت قطاری میرود که قرار است او را به تهران برساند تا آرزوهای دور و درازش را به کف بیاورد. دو روایت از زندگی فواد در آمدن به تهران را میبینیم. داستان فواد بد و داستان فواد خوب... فواد بد از ترس دیر رسیدن به ایستگاه و جا ماندن از قطار از زیر قران رد نمی شود...

کارگردان: علیرضا داوودنژاد
رای کاربر: 10
زندگی یک رانندهی تاکسی (احد) در گرو تصمیم مردی متمول به نام «نادر» است و به همین خاطر ازدواج دختر او «غزال» با «آرش» به خطر میافتد. «نادر» در صدد رقابت با داماد جوان برمیآید و کشمکش آغاز میشود. «نادر» از همهی امکانات خود استفاده میکند. پایداری و مقاومت خانوادهی «آرش»، عاقبت به پیروزی آنها می...