به ازای هر نفری که با دعوت شما در منظوم ثبتنام میکنند 20 امتیاز میگیرید.
لینک دعوت:


کارگردان: سید روحالله حجازی
رای کاربر: 5
همیشه فکر میکردم ماهیها موقع مردن، وقتی لب میزنن، یه چیزی میخوان بگن که من اونو نمیشنوم...

کارگردان: مجید اسماعیلی
رای کاربر: 5
اگر ناگهان پرندهها به پرواز درآمدند، یعنی دشمن پشت بوتههاست اما اگر پرندهای پرید شاید پی دانهای میرود. جنگجویان خطاکار تنها به پیروزی فکر میکنند پس بدیهی است که به سمت هر جنبشی پشت بوتهها یورش میبرند اما جنگجویان خردمند که حواس، درک و عکسالعملشان را یکپارچه کردهاند تفاوت پروازهای دسته جمع...

کارگردان: مصطفی کیایی
رای کاربر: 5
در «عصر یخبندان» خارپشت ها تصمیم گرفتند رنج خارهای یکدیگر را تحمل کنند، اما کنار هم باشند و به هم گرما بدهند، خارپشت ها تنها جاندارانی بودند که در «عصر یخبندان» زنده ماندند.

کارگردان: نیکی کریمی
رای کاربر: 5
روایت زنی به نام ناهید است که در خیابانهای تهران به دنبال شوهرش میگردد تا راز زندگیشان را کشف کند...

کارگردان: مرضیه برومند
رای کاربر: 5
موشهای «شهر موشها 1» بزرگ شدهاند و توانستند اسمشو نبر(گربه شهر موشها) را شکست بدهند و شهری زیبا را برای خود بسازند. اما حالا بچه های موش های بزرگ وارد منطقه ممنوعه میشوند و سبدی پیدا میکنند و ...

کارگردان: بهروز افخمی
رای کاربر: 5
یک مامور اسرائیلی که برای دور جدید ترور دانشمندان اتمی به ایران فرستاده میشود. این مامور ورزیده تنها کار میکند و از همکاری آدمهای فریب خورده و یکبار مصرف استفاده میکند که تا آخرین لحظه از ماموریت خود خبر ندارند. یک موتور سوار مسافرکش در دام او میافتد و نادانسته برای ترور تعلیم میبیند و ...

کارگردان: فرزاد مؤتمن
رای کاربر: 5
ماجرای مردی را روایت میکند که از اتهام یک قتل جنجالی تبرئه شده ولی جامعه و اطرافیانش هنوز به عنوان مجرم نگاهش میکنند. مرد که درگیر یک رابطه عاطفیست برای تداوم عشق و زندگی باید بر این بحران غلبه کند.

کارگردان: احمد رمضانزاده
رای کاربر: 5
داستان یک عکاس ایرانی است که به عنوان اولین عکاس بعد از بمباران شیمیایی حلبچه وارد این شهر میشود و عکاسی میکند. این عکاس در طی این سفر با دختری آشنا میشود و ماجراهای عاشقانهای میان آنها شکل می گیرد...

کارگردان: خسرو معصومی
رای کاربر: 5
سالار یکی از ملاکین بانفوذ منطقه هزارجریب، در آرزوی فرزندی تصمیم میگیرد برای چهارمین بار ازدواج کند. آقعمو که معتاد به مواد مخدر است و در گاوداری صالح مشغول به کار است، میپذیرد در ازای پرداخت بدهی که به صالح دارد، دخترش را به عقد برادرش سالار در بیاورد. بهار که از قبل دل در گرو کسری داشته، در مق...