به ازای هر نفری که با دعوت شما در منظوم ثبتنام میکنند 20 امتیاز میگیرید.
لینک دعوت:


کارگردان: رسول صدرعاملی
رای کاربر: 1
فیلم من ترانه 15 سال دارم ،ترانه دانش آموز پانزده ساله ای است که مادرش فوت کرده و پدرش در زندان است و با مادربزرگش زندگی می کند. روزی امیر به ترانه اظهار عشق می کند و تصمیم به ازدواج با او می گیرد و چون هر دو محصل هستند قرار بر صیغه ی محرمیت می شود تا بعد ازدواج دائم صورت گیرد. بعد از مدتی ترانه متو...

کارگردان: ابوالحسن داوودی
رای کاربر: 1
یک خانواده قدیمی برای از دست ندادن موقعیت خود، تن به ازدواجی ناخواسته در یک موقعیت زمانی خاص میدهند و همه چیز با این ازدواج شروع میشود...

کارگردان: اکبر خامین
رای کاربر: 1
زن و شوهر جوانی همراه با فرزندشان زندگی خوشی را میگذرانند. حادثهای باعث میشود تا زن به زندان بیفتد. تلاشهای مرد برای آزادی همسرش با مشکلاتی همراه میشود که...

کارگردان: پرویز شهبازی
رای کاربر: 1
داستان سه جوان است که در نقطه عطفی از زندگیشان به یکدیگر میرسند و با هم این راه را میپیمایند. داستان در تهران دهه ۱۳۷۰ میگذرد.

کارگردان: عباس کیارستمی
رای کاربر: 1
یک زن درون خودرویی نشستهاست و در ده سکانس با ده شخص گفتگوهایی انجام میدهد و نمایی از زندگی زن امروزی در ایران را نشان میدهد. در این فیلم شخصیت اصلی داستان با پسرش، خواهرش، یک عروس آینده، یک فاحشه و زنی که به دنبال خواندن نماز است گفتگو میکند...

کارگردان: ابوالقاسم طالبی
رای کاربر: 1
محمود، مهندس کامپیوتر، جانباز شیمیایی و مبتلا به سرطان است. یک شب که در خیابان قدم میزند متوجه میشود که در دو موتورسوار کیف دختری به نام شیوا را دزدیدهاند و مزاحم او شدهاند.

کارگردان: داریوش یاری
رای کاربر: 1
مردی که بهدنبال یافتن یک طبیب برای معالجه دخترش ستاره وارد روستایی میشود. اهالی روستا در حال آماده شدن برای مراسم عاشورا هستند اکبر نوجوان روستایی با پدرش در ارتباط با نذر خود اختلاف دارد وی با ستاره آشنا می شود.

کارگردان: سیروس رنجبر
رای کاربر: 1
پسری مغرور بهنام جبرئیل، پساز مرگ مادر، همراه دو خواهرش، راهی ناحیهای به نام قیروان میشود تا با پدر تبعید شدهاش دیدار کند. در مسیر، راهزنان با عنوان راهنمای راه پول آنان را بهسرقت میبرند. جبرئیل و خواهرانش که درماندهاند، در روستای چینو به خانهی پیرمرد و پیرزنی پناه میبرند. جبرئیل امیدوار ا...

کارگردان: اسماعیل فلاحپور
رای کاربر: 1
مهندس حبیب پور سعید در شرف نمایندگی مجلس شورای اسلامی است، اما اتفاقاتی به ظاهر کوچک، مسیر او را عوض می کند و وی را به سمت دیگری می کشاند…

کارگردان: علی عبدالعلیزاده
رای کاربر: 1
سهند آذرنیا، پیرمرد صاحب کارخانه عروسکسازی، زمانی که برای نجات کارخانهاش از ورشکستگی، عروسکی با هویت بومی ارائه میدهد، توسط گروهی دزدیده می شود. ساوالان، برادرزاده او که آهنگساز است توسط عروسکها فراخوانده میشود تا به کمک پیرمرد بشتابد.

کارگردان: محمدرضا زهتابی
رای کاربر: 1
غزل و داریوش به هم علاقهمندند، اما خانواده غزل با ازدواج آن دو مخالف است. وقتی غزل را به خاطر رابطه با داریوش از دانشگاه اخراج میکنند، او از داریوش میخواهد تا تکلیفش را روشن کند.