به ازای هر نفری که با دعوت شما در منظوم ثبتنام میکنند 20 امتیاز میگیرید.
لینک دعوت:


کارگردان: مهرداد اسکویی
رای کاربر: 8
مستندی درباره زلزله که با تصاویری از بولدوزرها که آوار خانه ها را جا به جا می کنند و مردمی که در جستجو هستند و چادرهای اسکان مردم زلزله زده آغاز می شود...

کارگردان: خسرو ملکان
رای کاربر: 8
دختر یک مرد سنتی پس از ازدواج، زندگی زناشویی ناموفقی دارد پدرش که از این موضوع آگاه شد تصمیم میگیرد برای ازدواج دو دختر دیگرش شرایطی قائل شود بههمین دلیل شرایط مورد نظر خود را در قالب یک بخشنامه روی کاغذ میآورد و از خواستگاران میخواهد طبق مفاد مندرج در آن پا پیش بگذارند.

کارگردان: کامران قدکچیان
رای کاربر: 8
فرشته سازگار و همسرش فرهاد به ایران بازمیگردند. فرشته در فرودگاه متوجه میشود که همسرش در ایران زن و بچه داشته و متهم به کلاهبرداری است. او با یک راننده تاکسی به نام فریدون آشنا میشود و فریدون به گمان این که او دختری خارجی است، فرشته را با خود به خانه میبرد...

کارگردان: سعید تهرانی
رای کاربر: 8
تهران، 1349. علی پهلوان محل و رضا پسر بی کار طی یک درگیری خیابانی با هم آشنا می شوند. این آشنایی به رفاقتی منجر می شود که گذر سالها هم آن را کمرنگ نمی کند.

کارگردان: جمیل رستمی
رای کاربر: 8
جوامر که ده سال قبل به جرم رهبری تظاهراتی ضدحکومت در سلیمانیه دستگیر شده، پس از آزادی برای دیدار همسر و پسرش که هرگز او را ندیده است راهی منزل پسر عمویش می شود. به جوامر اطلاع میدهند که خنوادهاش به روستا رفتهاند. جوامر با وجود اینکه ممنوع الخروج است، برای بازگرداندن آنها شبانه و دور از چشم مامورا...

کارگردان: اکبر خامین
رای کاربر: 8
داستان دختری که از پدرش به او ثروت میلیونی میرسد و پسر عموی دختر میلیونر تلاش خود را برای تصاحب اموالش میکند اما بر اثر یک اتفاق او با دو نفر آشنا میشود و…

کارگردان: مصطفی رزاق کریمی
رای کاربر: 8
امیر زندی که مدیر عامل یک شرکت بستنیسازی است و دکتر سیمین معتمد، زوجی از طبقه مرفه جامعه هستند که زندگی گرم و پرشوری ندارند. نداشتن فرزند یکی از این مشکلات آنها است. سیمین که پزشک است یک بار باردار شده اما فرزندش را از دست داده و دیگر نمی خواهد بچه دار شود. امیر در اثر حادثهای با ندا طلوعی آشنا می...

کارگردان: سعید سهیلی
رای کاربر: 8
فواد از خانوادهاش خداحافظی می کند و به سمت قطاری میرود که قرار است او را به تهران برساند تا آرزوهای دور و درازش را به کف بیاورد. دو روایت از زندگی فواد در آمدن به تهران را میبینیم. داستان فواد بد و داستان فواد خوب... فواد بد از ترس دیر رسیدن به ایستگاه و جا ماندن از قطار از زیر قران رد نمی شود...

کارگردان: نقی نعمتی
رای کاربر: 8
سه سرباز وظیفه در یک روز سرد و برفی و مه آلود از گروهان خود جدا میشوند و در این شرایط جوی نامساعد و خطرناک به دنبال راهی برای فرار از این بحران و نجات جان خود هستند...