به ازای هر نفری که با دعوت شما در منظوم ثبتنام میکنند 20 امتیاز میگیرید.
لینک دعوت:


کارگردان: محمدرضا محمدی نجات
رای کاربر: 8
این فیلم مستند درباره فاجعه ی روستای منصوری در جنوب لبنان است. در این فاجعه، ارتش اسرائیل آمبولانس حامل زنان و کودکان را مورد حمله موشکی قرار می دهد. این حمله در نزدیکی مقر سازمان ملل انجام شد.

کارگردان: سیروس الوند
رای کاربر: 8
«بهرام ادیب» قهرمان سابق والیبال، پس از سالها دوری از وطن برای دیدن «سعید» تنها فرزندش به کشور باز میگردد. «هما» همسر سابق «بهرام» در مرکز فنی ارتوپدی هلال احمر کارشناس امور بازپروری است. «بهرام» در ملاقات با «هما» پی میبرد که «سعید» بر اثر نوعی سرماخوردگی و پریشانی از خانه گریخته است. آنها برای...

کارگردان: ایرج قادری
رای کاربر: 8
سرهنگ «عاطفی» یک افسر نیروی انتظامی رو در روی «میران» بزهکاری قرار میگیرد که پس از گذراندن ده سال محکومیت خود از زندان آزاد شده است؛ قصد انتقام دارد و شروع به توطئه چینی میکند و همسر سابق افسر و فرزند او را مورد تهدید و آزار قرار میدهد. سرهنگ «عاطفی» برای حفظ جان دخترش «فرنگیس» و مادرش، سلسله تمه...

کارگردان: سعید سهیلی
رای کاربر: 8
«منصور» که یک فرمانده است به اسارت دشمن درمیآید. او موجی است و چیزی از گذشتهی خود به یاد نمیآورد. قتلی در میان اسرا اتفاق میافتد. اسرا به «منصور» مضنون هستند، اما او توان دفاع از خویش را ندارد. یکی از اسرا تصمیم به قتل او میگیرد و همسرش که به اسارت درآمده است یکتنه به دفاع از او برمیخیزد.

کارگردان: داریوش مؤدبیان
رای کاربر: 8
«اکبر» در یزد مغازهی شیرینیفروشی دارد و از ازدواج به خاطر دردسر بچهدار شدن گریزان است. «اصغر» برادر کوچکتر او صاحب یک فرشفروشی و در اصفهان زندگی میکند و عاشق بچه است و پنجتا بچهی قد و نیمقد دارد. «اصغر» به «اکبر» خبر میدهد که به اصفهان بیاید تا با دختری که برای او انتخاب کردهاند، ازدواج کن...

کارگردان: محمدحسین لطیفی
رای کاربر: 8
«افشار» مدیرعامل یک کارخانهی خودروسازی در پی اخراج «بهزاد شایقی» رانندهی رالی کارخانه به دنبال بسیجی جانباز «امیر هادیان» قهرمان سابق مسابقات اتومبیلرانی، است. «امیر» که سالهاست به دلایل خاصی از شرکت در مسابقات کناره گرفته، پیشنهاد «افشار» را قبول نمیکند و...

کارگردان: رحمان رضایی
رای کاربر: 8
«اوستا عباس» کاسب محل قرار است ازدواج کند، اما شرایطی که پدر عروس گذاشته است برای او مشکلاتی را پیش میآورد. «اوستا عباس» به ناچار دست به دامان اقوام و خویشان میشود. سرانجام با «تقی» که توسط یکی از آشنایان معرفی شده، آشنا میشود. قرار است این شخص مشکل او را حل کند، اما مشکل پیچیدهتر میشود...