به ازای هر نفری که با دعوت شما در منظوم ثبتنام میکنند 20 امتیاز میگیرید.
لینک دعوت:


کارگردان: مصطفی رزاق کریمی
رای کاربر: 6
امیر زندی که مدیر عامل یک شرکت بستنیسازی است و دکتر سیمین معتمد، زوجی از طبقه مرفه جامعه هستند که زندگی گرم و پرشوری ندارند. نداشتن فرزند یکی از این مشکلات آنها است. سیمین که پزشک است یک بار باردار شده اما فرزندش را از دست داده و دیگر نمی خواهد بچه دار شود. امیر در اثر حادثهای با ندا طلوعی آشنا می...

کارگردان: پوران درخشنده
رای کاربر: 6
نگار که دختر جوانی است که قصد ازدواج با مردی به نام ایمان دارد، میفهمد که او تعهدی در زندگیاش دارد که نمیتواند آن را به خاطر ازدواج، نادیده بگیرد. نگار دچار تردید میشود. آیا به ایمان حق دهد و آینده زندگی مشترکشان را با نفر سومی تقسیم کند و یا...

کارگردان: مهرداد میرفلاح
رای کاربر: 6
شادی پارسی خواستگاری آرش سپهری را رد می کند تا برای استفاده از بورسیه دانشگاه کمبریج به لندن برود. ده سال بعد...

کارگردان: محمدرضا رحمانی
رای کاربر: 6
در ستایش داستان مادری را میبینیم که به طبابت مشغول است و دختری دارد که تازگی ها نامزد کرده و اتفاقاتی میافتد که چشم ها دختر به گزشته اش باز میشود و به اتفاقاتی میرسد که در آن..

کارگردان: شهاب عباسی
رای کاربر: 6
تعطیلات پر دردسر: منصور مرد جوانی است که به همراه عزیز و مادرش درخانه ای زندگی سختی می گذرانند . پدرمنصور مردی بود قوی هیکل و درشت اندام که رشته پهلوانی را برگزیده بود و با انجام نمایشهای قدرتی گذران زندگی می کردند اما روزی درحین انجام نمایش دچار ایست قلبی می شود...

کارگردان: جواد افشار
رای کاربر: 6
داریوش و شیوا زوج جوانی هستند که در ورطه ورشکستگی قرار دارند و شیوا برای کمک مالی به کیانی که از اقوام شوهرش است رو میآورد و کمکم داریوش به واسطه کیانی به قاچاق کالا دست میزند.

کارگردان: ایرج قادری
رای کاربر: 6
روایت زندگی فردی است که دادستان محاکم قضایی بوده و با پرونده فردی افغانی زندگی وی دچار تحولاتی میشود.

کارگردان: عباس رنجبر
رای کاربر: 6
وحید به دنبال یافتن هویت خود و پدرش است، که از دنیا رفته است. او به کمک عزیزاله خان و عمو حسین در مییابد که پدرش و عزیزاله خان و عمو حسین از فعالان سیاسی بودهاند و جمشید ، شوهر خواهر عزیزاله خان که جاسوس ساواک بوده مسبب شهادت پدر بوده است.

کارگردان: مرضیه برومند
رای کاربر: 6
آقای کتابچی، پس از مرگش یک مغازه کتابفروشی برای دختر و پسرش، کتایون و کیوان به ارث گذاشته است. شوهر کتایون تقاضای سهم همسرش را دارد. کیوان سهم خود را از مغازه به آنها میفروشد. کیوان بر حسب اتفاق با غلام که راننده اتوبوس است آشنا میشود. اتوبوس غلام تبدیل به کتابفروشی سیار میشود. شوهر کتایون هم مغا...