به ازای هر نفری که با دعوت شما در منظوم ثبتنام میکنند 20 امتیاز میگیرید.
لینک دعوت:


کارگردان: منصور تهرانی
رای کاربر: 4
"زهره" پس از سفری طولانی وقتی نزد خانواده باز میگردد از فوت مادرش آگاه میشود. "زهره" که میخواهد بداند مادرش روزهای پایانی زندگیاش را چگونه گذرانده است، در مییابد که مادرش به لحاظ یک درگیری لفظی شدید با پدرش، در حالت نامتعادل روحی، خود را در دریا غرق کرده است. زهره سخت افسرده و بیمار و بستری می...

کارگردان: عبدالرضا ساعتچیفرد، داود اسماعیلی، علیرضا برخورداری، حسین کامران
رای کاربر: 4
"ناصر"_ یکی از با سابقههای قاچاق مواد مخدر_ هنوز از اینکه "حمید بزرگنیا" ناگهانی کار قاچاق را رها کرده و در ادارهای مشغول کار میشود، ناراحت است و به همین لحاظ به طرق مختلف کوشش میکند که بار دیگر او را بکار سابقش بازگرداند. وی با حوصله ابتدا حمید را معتاد و از خانه و خانواده دور میکند و پس از دو...

کارگردان: نظام فاطمی
رای کاربر: 4
"علی" نوجوان دزفولی، پس از آنکه خانه زندگی و خانواده خود را در بمباران موشکی دشمن از دست میدهد، به فرزندی دکتر حکمتی پذیرفته میشود، علی با اینکه از رفاه برخوردار است ولی همه فکرش رفتن به جبهه و بازستاندن انتقام است و توصیههای دکتر حکمتی نیز در او اثری ندارد و سرانجام "علی" با یک گروهبان شهید میش...

کارگردان: خسرو ملکان
رای کاربر: 4
"مرتضی" هنرمند نقاشی که خواهان زیادی داشته، حالا برای رفع خماری و دریافت مواد لازم، بایستی مشتری برای "کریم" جستجو کند... تصمیمهای پی در پی او برای ترک اعتیاد در گذشته بیثمر بوده تا جائی که همسرش بکلی از او قطع امید کرده است. یکبار وقتی "رسول" دوست دوران مدرسهاش را که حالا سروان ارتش در بوشهر است...

کارگردان: محمد عقیلی
رای کاربر: 4
"طائل" به لحاظ شناختش از بلوچستان و مردمش، مامور میشود که به طور ناشناس به منطقه یاد شده سفر کرده و به شناسائی باندهای قاچاق اسلحه و مواد مخدر بپردازد. طائل زمانی به منطقه میرسد که رئیس پاسگاه ژاندارمری منطقه (که با رئیس شهرت دارد) توانسته به درون باند نفوذ کند. او میداند که طائل در راه است و قرار...

کارگردان: محمدرضا هنرمند
رای کاربر: 4
"آقا سیدعبدی" گورکن دزفولی دائماٌ همشهریانش را تشویق میکند که خود و خانوادهشان را از شهری که دائماٌ مورد هجوم موشک عراقیهاست، خارج سازند. اما اهالی توجهی به عقیده او ندارند و معتقد به استقامت هستند. در یک حمله موشکی تازه، دختر آقا سید عبدی و فرزندانش (در غیاب دامادش که در جبهه بسر میبرد) شهید می...

کارگردان: سیامک اطلسی
رای کاربر: 4
"احمد" پس از بهبودی زخمی که در جنگ برداشته، با اینکه مایل است به جبهه بازگردد اما چون وجودش، به لحاظ شرایط خاصی که در خانواده پپش آمده، الزامی است، لذا تقاضای دوستش را برای کار در کارخانه کنسروسازی پذیرفته و در تهران ماندگار میشود. در کارخانه به هنگام تحویل اجناس، احمد متوجه تقلب و احتکار صاحب کارخ...

کارگردان: سیروس الوند
رای کاربر: 4
مردی فرزندانش را برای خواندن وصیت نامهاش گرد خود میآورد... ناگهان صداهای مهیبی همه جا را میلرزاند و ریزش آوار بر اثر زمین لرزه آنها را محبوس میکند و آنها در همان حال بر سر تقسیم داراییهای پدر در مقابل یکدیگر میایستند، زمانی که آرامش برقرار میشود، انها به وصیت نامه میپردازند. میراث آنها آبادی...

کارگردان: ابوالفضل جلیلی
رای کاربر: 4
"بستان" بمباران و سپس اشغال میشود. کودک پدر و مادرش را گم میکند و توسط اردوگاه مهاجرین جنگی به شمال کشور منتقل و در آنجا سرپرستیاش را جنگلبان پیری به عهده میگیرد. کودک که در محیطی ناآرام و پرتلاطم به محیطی سرشار از آرامش آمده است، او اگرچه لحظهای از فکر به شهر و خانوادهاش غافل نیست ولی متدرجاٌ...

کارگردان: مهدی فخیمزاده
رای کاربر: 4
"رضا" مطرب، که برای دزدی وارد خانهای شده، پس از هجوم نیروهای امنیتی که قصد دستگیری روحانی مبارزی بنام "توحید" را در خانه مجاور دارن، در جریان فرار، دستگیر میشود. در بازجویی، رضا اگرچه سریعاٌ مشخص میشود که جرم او تنها دزدی است اما شباهتش به توحید سبب میشود که نیروهای امنیتی نقشهای طرح و به اجرا ...

کارگردان: مهدی معدنیان
رای کاربر: 4
"بکتاش" با خشونت و قدرت معدن فیروزهای را در ده قلعه بالا_ که از آن وزیر صنایع و معادن است_ اداره میکند. وقتی بکتاش درمییابد که "قادر" یکی از کارگران معدن، یک قطعه فیروزه را به "آقاعمو" که از قدیمی ترین کارگران معدن است داده او را به وسیله عواملش به قتل میرساند. آقاعمو و کارگران معدن دست از کار ...

کارگردان: مسعود جعفریجوزانی
رای کاربر: 4
در زمستانی سخت، مردان دهکدهای فقیر برای کسب معشیت ده را ترک کردهاند. مش بهار تنها مردی که در ده مانده، بعلت بیماری مشروف به موت است. "رحمن" پسرش تصمیم میگیرد برای تهیه دارو به شهر برود. آقای "موسوی" معلم ده_ که یک پایش مصنوعی است_ و اسماعیل یکی از دوستان هم سن و سال رحمن همراه او میشوند. برف و س...