به ازای هر نفری که با دعوت شما در منظوم ثبتنام میکنند 20 امتیاز میگیرید.
لینک دعوت:


کارگردان: جواد افشار
رای کاربر: 6
اردلان تمجید ۲۰ سال پیش، پس از رها کردن نامزد سابق خود، با زنی متمول به نام رعنا ازدواج میکند. پس از مدتی این ازدواج به جدایی رسیده و بعد از آن، اردلان از فرزندانش سرپرستی میکند اما در مییابد که فاصله زیادی از لحاظ اجتماعی با دخترش، رها، پیدا کردهاست.

کارگردان: سیروس مقدم
رای کاربر: 7
«ارسطو» کامیون خودش را که پس از یک تصادف شدید آسیب دیده تعمیر میکند و طبق رسم و رسوم مردم «شمال» باید برای این کامیون یک «خروس سیاه» بکشد. ارسطو به دنبال خرید خروس سیاه میرود، اما خروسی پیدا نمیکند... در ادامه نقی قرار است یک گنبد و دو گلدسته را از مازندران به تهران و به روستایی در قشم ببرد. ا...

کارگردان: مسعود دهنمکی
رای کاربر: 1
قرار است تعدادی از شهدای گمنام تفحص شده در یکی از دانشگاهها دفن شوند اما گروهی از دانشجویان با تحریک استاد گنجی اقدام به آشوب و جنجال در دانشگاه میکنند. همین آغاز قصهای میشود که گروه دانشجویان مجبور به سفری ناخواسته میشوند.

کارگردان: اصغر فرهادی
رای کاربر: 7
داستان چند رابطه با محور اتفاقاتی در «گذشته» است. یک رابطه به پایان میرسد و دیگری قرار است شروع شود. محورِ هر دو رابطهای که به پایان میرسد و رابطهٔ جدیدی که قرار است آغاز شود، زنی به نام مارین است. احمد، که شوهر دوم مارین است، بهخاطر اختلاف با او به ایران بازگشته و پس از چهار سال به دعوت ماری به...

کارگردان: داوود بیدل
رای کاربر: 6
اتفاقی غیرمنتظره پروانه و دخترش آینه را غافلگیر میکند. این اتفاق گویا ریشه در گذشتهی پروانه دارد، گذشتهای که سالهاست از مواجهه با آن هراس داشته است...

کارگردان: محمدحسین فرحبخش
رای کاربر: 4
مستانه، سوپراستار سینما، محبوب مردم است و طی حادثهای مسیر زندگیاش تغییر میکند...

کارگردان: مسعود دهنمکی
رای کاربر: 1
محمد جوانی است که شوق رفتن به جبهه را دارد اما با مخالفتهای سرسختانهی پدرش مواجه میشود و پدر برای رفتن او به جبهه شرطهای عجیب و غریب میگذارد تا اینکه محمد شبانه از خانه فرار کرده و به جبهه میرود و پدر برای بازگرداندن او راهی منطقه میشود...

کارگردان: شهرام مکری
رای کاربر: 8
چند دانشجوی دختر و پسر برای شرکت در جشن بادبادک بازی به شمال کشور رفتهاند. در همسایگی کمپ کوچک آنها کلبه-رستورانی قرار دارد که سه مرد ساکن آن هستند. رستوران به گوشت احتیاج دارد و جز این جوانها شکاری در آن اطراف نیست...

کارگردان: سعید سهیلی
رای کاربر: 4
یک شهر شلوغ... یک مرد تنها... هزار کوچهی بنبست... اسلحهی کلاش، یک خشاب خالی و هزار بغض فروخفته... اسد: آدم بدبخت، آدم ناشکره. عادل: کدوم ناشکری، ما از اونائیم که به دنیا اومدیم ولی دنیا به ما نیومد...

کارگردان: حامد محمدی
رای کاربر: 5
روحانی جوانی به نام احمد با همسرش لیلا در حالی با تنگدستی روزگار سپری میکنند که صاحب سه فرزند سه قلو میشوند.

کارگردان: حسین ناظر
رای کاربر: 1
داستان دو برادر را نقل میکند که از هم دور افتادهاند و یکی در ایران روزگار میگذراند و دیگری در انگلیس. «مهران» فرماندهی یکی از گروهانهای ارتش ایران است. برادر او که در خارج از ایران زندگی میکند، تصمیم میگیرد همراه همسر خارجیاش برای دیدنش به ایران بیاید و مراسم عقدی با سنتهای کشورش برگزار کند...

کارگردان: نرگس آبیار
رای کاربر: 8
پسری جوان به جبهه رفته است. مادر او مش الفت در نبود پسرش روزهای تلخی را میگذراند و منتظر است او روزی از جبهه بازگردد. او نمیداند پسرش اسیر شده یا در جنگ کشته شده است...