به ازای هر نفری که با دعوت شما در منظوم ثبتنام میکنند 20 امتیاز میگیرید.
لینک دعوت:


کارگردان: عبدالرضا کاهانی
رای کاربر: 7
داستان این فیلم درباره یک مجرم فراری است که به مدت ۲۴ ساعت از زندان مرخصی گرفته و در این مدت میکوشد به زعم خود، اسباب سوء استفاده از گروهی از مردم را فراهم آورد.


کارگردان: نرگس آبیار
رای کاربر: 7
لیلا به همراه همسرش فرید و فرزند دو سالهاش مستاجر دو پیرزن مهربان است. روزی برای لیلا میهمان میرسد که این مهمانی برای او ماجراهایی پیش میآورد...

کارگردان: هومن سیدی
رای کاربر: 7
فیلم در یک ٢٤ ساعت میگذرد و داستان مردی است که در یک روز کامل هیچ چیزی را به یاد نمیآورد.

کارگردان: سیدرضا میر کریمی
رای کاربر: 7
یونس راننده تاکسی کهنهکار، در پایان یک روز کاری به زن جوانی کمک میکند تا به بیمارستان برسد. غافل از اینکه در بیمارستان اتفاقات زیادی در انتظارِ اوست...

کارگردان: محمدحسین مهدویان
رای کاربر: 7
احمد که عصیان نوجوانی اش را در سکوت گذرانده، فرمانده لشگری می شود که باید در دروازه های خرمشهر با دشمن بجنگند. اما سرنوشت او فرسنگ ها دور از مرز ایران رقم می خورد…

کارگردان: ابراهیم حاتمیکیا
رای کاربر: 7
روایت محافظی شخصی که از جان یکی از شخصیتهای مهم نظام محافظت میکند اما در جایی و براساس حوادثی متوجه میشود که او بیش از آن که به فکر نظام باشد به فکر منافع شخصی است. محافظ شخصی دچار تشکیک میشود و همین امر باعث میشود که محافظت از آن فرد را کنار بگذارد. اما به دلیل خدمات و خلوصی که در وی وجود دارد...

کارگردان: مصطفی کیایی
رای کاربر: 7
پشت هر آدمی یه داستانی هست و پشت هر داستانی یه آدم، بهتره قبل از هر قضاوتی یکم صبر داشته باشیم...

کارگردان: احسان بیگلری
رای کاربر: 7
خسرو نام پسر جوانی است که به بیماری اختلال دو قطبی مبتلا است و برای درمان این بیماری مجبور شده چند هفتهای در خانه برادر بزرگتر خود به سر ببرد...

کارگردان: پیمان معادی
رای کاربر: 7
زنی که معلم پیانو است در مواجهه با یک اتفاق بزرگ در زندگیاش، در دو راهه تصمیم قرار میگیرد، او یا باید مطابق عرف دست به انتخاب بزند و یا . . .

کارگردان: همایون اسعدیان
رای کاربر: 7
این فیلم داستان احترامالسادات و فروغ خانم که در همسایگی هم زندگی می کنند بیش از بیست سال است که در انتظار فرزندانشان هستند.

کارگردان: ابراهیم حاتمیکیا
رای کاربر: 7
پلاک «یوسف» از شکم یک کوسه در آبهای جنوب پیدا میشود. همه معتقدند که او شهید شده است. «دایی غفور» که رانندهی تاکسی فرودگاه است، برخلاف دیگران معتقد است که پسرش «یوسف» روزی بازخواهد گشت. زندگی او و دختری به نام «شیرین» که از قبل برای جستجوی برادرش به ایران آمده است، در یک نقطه به هم میرسد. آنها ب...