به ازای هر نفری که با دعوت شما در منظوم ثبتنام میکنند 20 امتیاز میگیرید.
لینک دعوت:


کارگردان: علی احمدزاده
رای کاربر: 2
داستان این فیلم دربارهٔ عدهای جوان است که به قصد رفتن به یک مهمانی از شمال عازم «شهر تهران» میشوند.

کارگردان: علی عطشانی
رای کاربر: 2
فرزاد بدون هماهنگی پدرش قصد دارد با نگار ازدواج کند. رضایت موقت پدر همه چیز را برای مراسم خواستگاری محیا میکند اما گذشتهی نگار همهی شرایط را دچار تغییر میکند و...

کارگردان: محمدمهدی عسگرپور
رای کاربر: 2
خبر آمدن یک میهمان، کارهایی که خیلی وقت است زمین مانده، دلشورهی یک پذیرایی و زنگ در که به صدا میآید...

کارگردان: شهرام مسلخی
رای کاربر: 2
رضا یک خبرنگار آزاد است که به طور اتفاقی سرنخهایی از هیوا سرباز عراقی پیدا میکند که سالها پیش رضا را در شرایط سخت جنگی نجات داده است. او برای جواب به مسائلی که سالهاست از اطرافیانش پنهان کرده عازم عراق میشود.

کارگردان: نرگس آبیار
رای کاربر: 2
پسری جوان به جبهه رفته است. مادر او مش الفت در نبود پسرش روزهای تلخی را میگذراند و منتظر است او روزی از جبهه بازگردد. او نمیداند پسرش اسیر شده یا در جنگ کشته شده است...

کارگردان: فرزاد مؤتمن
رای کاربر: 2
رامین، مردی میان سالی است که دچار فراموشی شده و زنی به او کمک میکند حافظه اش را به دست آورد.

کارگردان: احمدرضا درویش
رای کاربر: 2
داستان رستاخیز دربارهی واقعه عاشوراست که با همراهی بکیر (فرزند حر ابن یزید ریاحی) به قیام امام حسین(ع) و متن حوادث واقعه عاشورا میپردازد. این فیلم مقطع زمانی مرگ معاویه تا قیام امام حسین(ع) و شهادت آن حضرت را در بر میگیرد.

کارگردان: فریدون جیرانی
رای کاربر: 2
نازگل مشرقی، دختر مجرد جنوب شهری است که به دلیل مشکلات اقتصادی زندگیاش در حال فروپاشی است. آشنایی اتفاقی او با فیروز نشاط کارخانهدار مجرد زندگیاش را دچار حادثههای جدیدی میکند...

کارگردان: سید جلال دهقانیاشکذری
رای کاربر: 2
دههی ۶۰ و دو دوست که برای رسیدن به هدفی با یکدیگر همراه میشوند.

کارگردان: آزیتا موگویی
رای کاربر: 2
مردی به نام «قاسم» برای جبران غرور از دست رفتهاش تصمیم عجیبی میگیرد. حبیب نگران، زینب مردد، موسی سرگردان و پژمان بیخبر از همه است، اما اتفاق عجیبی در پیش است...

کارگردان: داریوش مهرجویی
رای کاربر: 2
تیمسار سلیمانی و همسرش در روابط خود به بن بست میرسند. تلاشهای وکیل خانواده برای بهبود اوضاع زندگی آنها بینتیجه میماند. سالها بعد گناهان تیمسار گریبان مازیار (پسر جوانش) را میگیرد و مسیر عشق و زندگی او را دشوار میسازد.