به ازای هر نفری که با دعوت شما در منظوم ثبتنام میکنند 20 امتیاز میگیرید.
لینک دعوت:


کارگردان: بهرام کاظمی
رای کاربر: 10
داستان یک زن و شوهر جوان را روایت می کند که برای استخدام در شرکتی از رشت عازم تهران می شوند....

کارگردان: عادل یراقی
رای کاربر: 10
روایت داستان یک معلم ریاضی است که برای تدریس خصوصی به خانه شاگردش میرود و همین امر باعث آشنایی او با مادر بچه میشود.

کارگردان: بیژن میرباقری
رای کاربر: 10
زوجی در آستانهی مهاجرت دچار مشکلاتی میشوند که مسیر زندگیشان را تغییر میدهد...

کارگردان: آرش معیریان
رای کاربر: 10
داستان زن و مرد جوانی است که زیر یک سقف اما هر کدام برای خود زندگی می کنند...

کارگردان: علیرضا امینی
رای کاربر: 10
شروع داستان از یک دفتر ازدواج و طلاق آغاز می شود. سام و رودابه هر دو از خانواده مرفه از هم جدا می شوند، از آنجاییکه دلیل طلاق آنها پایه و اساس محکمی ندارد و هنوز به هم علاقه دارند داستان طور دیگری پیش می رود…

کارگردان: قربان محمدپور
رای کاربر: 10
دکتری با وجود داشتن همسر، دو فرزند و یک زندگی آرام، عاشق زنی 30 سال کوچکتر از خودش میشود که این کار اتفاقاتی را در فیلم رقم میزند...

کارگردان: فریدون جیرانی
رای کاربر: 10
سحر ماهان، موسیقی دان، و شهرام شب آویز، کارگردان تئاتر، پس از چند سال زندگی مشترک تصمیم به طلاق می گیرند و می خواهند پسرشان امیرحسین متوجه قضیه نشود. قرار می شود امیرحسین سه روز در هفته پیش مادرش باشد و بقیه روزها نزد پدرش. یکی از دوستان شهرام به نام پیمان که به اتفاق نامزدش عضو گروه نمایشی شهرام هس...

کارگردان: پوریا آذربایجانی
رای کاربر: 10
جومونگ نامه مستندی است که به مخاطب شناسی سریال جومونگ و حواشی آن می پردازد...

کارگردان: همایون اسعدیان
رای کاربر: 10
«فیروز سیزده»، یک دزد ناشی است که هر جا می رود با خود نحسی به همراه می برد...

کارگردان: مهرداد فرید
رای کاربر: 10
مهسا دانشجوی ترم آخر شهرستانی- است که به خاطر نیاوردن نمره در یک درس ناچار است یک ترم دیگر در تهران بماند. اما او که تاکنون برای اقامت در تهران با چند نفر از دانشجویان هم دوره ای خود هم اتاق بوده، با فارغ التحصیل شدن آن ها مجبور است به فکر جایی دیگر برای اقامت باشد. اما مگر پیدا کردن جایی مطمئن در د...


کارگردان: مسعود دهنمکی
رای کاربر: 10
"به خودتان تکان بدهید تا خدا تکانتان نداده!" این جمله ای است که حاجی یوسف، پیرمرد زاهد شهر با دیدن آسیب های اجتماعی به مردم و مسئولین گوشزد می کند اما برخی او را جدی نمی گیرند و برخی نیز با شایعه وقوع زلزله و عذاب دستمایه شروع داستان را فراهم می کنند...