به ازای هر نفری که با دعوت شما در منظوم ثبتنام میکنند 20 امتیاز میگیرید.
لینک دعوت:


کارگردان: نادیه جعفری، محمود مزرعتی
رای کاربر: 3
صد سال پیش، با ورود اولین پزشکان تحصیل کرده در خارج از کشور، طب سنتی و حجامت در کشور غیر قانونی اعلام می شود. در سال 1363-1364 استاد "حسن خیراندیش" در صدد احیای آن برمی آید. او با مشکلات فراوانی روبرو می شود تا اینکه موفق می گردد رسما حجامت را از طریق قانون وارد حوزه درمان کند. استاد خیراندیش، طب سن...

کارگردان: رضا حداد
رای کاربر: 3
“مکاشفه در باب یک مهمانی خاموش” اثری است پست مدرن. دلایل ناپدید شدن چند جوان بعد از شرکت در یک میهمانی بررسی می شود. اسم و مشخصات آنها روی ویدئو پروجکشن نقش می بندد و بعد با فلش بکی به قبل، رد پای این افراد در جایی که بودند

کارگردان: فرشید آذری
رای کاربر: 3
بررسی هنر انقلاب به عنوان رسانه از طریق گفتگو با هنرمندان وکارشناسانی مثل " ایرج اسکندری"، " دکتر بینانیان"، "منصور براهیمی"، "علی بهمنی"، "علی راغب" و "عزیزالله حاجی مشهدی". این مستند می کوشد هنر انقلاب را در حوزه های مختلفی مثل موسیقی، هنرهای تجسمی، سینما و ادبیات مورد کند و کاو قرار دهد.

کارگردان: علی حمدان
رای کاربر: 3
فیلم در مورد نورمن فینکلشتاین و سفر او به لبنان است. اوهزینه های زیادی برای اعتقادات خود می پردازد و به همدردی با پناهندگان فلطینی و مقاومت لبنان پایبند است. دوربین این فیلم او را در سفر به اردوگاه های فلسطینی در شمال و روستای قانا در جنوب لبنان همراهی می کند.

کارگردان: اسماعیل مهدی پور
رای کاربر: 3
ته تغاری: قدرت با عروسی امیرحسین ودختر ته تغاری اش پری قبل از ازدواج دختر بزرگش زری مخالفت میکند و امیر حسین تصمیم میگرد تا از میان دوستانش برای زری شوهری انتخاب کند...

کارگردان: کامران قدکچیان
رای کاربر: 3
در مورد زنی است که به دنبال شوهرش به تهران میآید اما در پی جستجو و پیدا کردن شوهرش دچار حوادثی میشود...

کارگردان: رسول صدرعاملی
رای کاربر: 3
فیلم درباره امیر و مهرانه زن و شوهری است که چشم دیدن یکدیگر را ندارند. ازدواج سه سال پیش آنها اشتباه بوده و زندگی جهنمی آنها امان شان را بریده اما ناگزیرند یک شبانه روز یکدیگر را تحمل کنند.

کارگردان: مسعود کرامتی
رای کاربر: 3
سیاوش نوجوان سیزده ساله ای است که با دیدن خوابی وارد یک ماجرا می شود. همان خواب را پدربزرگ او هم دیده است. پدربزرگ به زادگاهش می رود و سیاوش هم به دنبال او راهی روستا می شود. سیاوش در روستا متوجه می شود که پدربزرگ برای خداحافظی با اهالی روستا و موطن خود به آن روستا بازگشته است.