به ازای هر نفری که با دعوت شما در منظوم ثبتنام میکنند 20 امتیاز میگیرید.
لینک دعوت:


کارگردان: مهرشاد کارخانی
رای کاربر: 1
فریبا برای ترجمه یک رمان به خانه داییاش (که به مسافرت رفته) در شهرک اکباتان میرود...

کارگردان: مهرداد غفارزاده
رای کاربر: 1
حاج صمد راننده وانت کارخانهای در شهرستانی دور افتاده و کوچک است که در پی اتفاقی ماموریتی مهم مییابد. او در حین انجام این ماموریت، با اتفاقات گوناگونی روبرو میشود و بارها در تنگناهای دشوار انتخاب قرار میگیرد.

کارگردان: ایرج قادری
رای کاربر: 1
این فیلم درباره انتشار فیلمهای خصوصی افراد است و اتفاقاتی پیرامون این موضوع را به تصویر میکشد.


کارگردان: خسرو معصومی
رای کاربر: 3
این فیلم داستان مرد رزمندهای است که پس از سالها اسارت در هنگام بازگشت به منزل با ازدواج همسرش روبه رو میشود.

کارگردان: صالح دلدم
رای کاربر: 1
در روز قبل از سال تحویل، خانواده ای که ساکن شرق تهران هستند قصد رفتن به یک مهمانی رو دارندکه ورود یک غریبه به این خانه تمام معادلات نورورز را به هم میریزد…

کارگردان: مهرداد فرید
رای کاربر: 2
یتا دختری است جوان که به تازگی در یک مطب دندانپزشکی به عنوان منشی، مشغول به کار شده است. همه چیز وفق مراد اوست تا این که برخی ازبیماران به او تهمتهای ناروایی می زنند. امیر که به عنوان دستیار دندانپزشک دل به بیتا بسته نمی تواند این تهمتها را تحمل کند تا این که…

کارگردان: احمد امینی
رای کاربر: 1
فیلم داستان سه جوان را روایت میکند که هر کدام برای رسیدن به هدفی از بندرعباس عازم تهران میشوند.

کارگردان: مصطفی شایسته
رای کاربر: 1
یک زوج جوان به واسطه یک اتفاق دچار مشکل پیشبینی نشدهای در زندگی خانوادگی خود میشوند.

کارگردان: علی عطشانی
رای کاربر: 1
پیرمردی که شغلش باربری است و قصد خرید سیم کارت و تلفن همراه را دارد که دست بر قضا سیم کارت خاموش سالیان گذشته رئیس جمهور مورد معامله قرار می گیرد و...

کارگردان: رضا درمیشیان
رای کاربر: 1
بغض داستان تلخ مهاجرت است. ماجرای پرتنش عشق و نفرت و داستان دو روایت از دو مقطع زندگی حامد و ژاله در استانبول است. ژاله و حامد دو جوان از نسل سوم مهاجران ایرانی هستند که ناخواسته تن به مهاجرت دادهاند.[۵] روایت اول: حامد سر جوان ایرانی گرافیتی کاری در ترکیه، که کارش کشیدن نقاشیهای خیابانی است، م...

کارگردان: بهمن قبادی
رای کاربر: 2
ساحل فرزان، شاعری که در بحبوحهی انقلاب، توسط انقلابیون دستگیر و روانهی زندان میشود، بعد از سی سال تحمل شکنجه و حبس، با به دست آوردن آزادی دوباره، برای پیدا کردن همسرش مینا به استانبول میرود. در آنجا متوجه میشود که مینا با شکنجه گرش در زندان، شخصی به نام اکبر رضایی مشغول زندگیست …