به ازای هر نفری که با دعوت شما در منظوم ثبتنام میکنند 20 امتیاز میگیرید.
لینک دعوت:


کارگردان: مریم دوستی
رای کاربر: 2
این فیلم نگاهی به وقایع پس از جنگ دارد و داستان چند خانواده را روایت میکند که در نقطه مشترکی به یکدیگر میرسند و در این میان عشق گمشدهای پیدا میشود. در واقع این فیلم تجلیلی از شهدای جاویدالاثر خواهد بود.

کارگردان: پرویز شیخطادی
رای کاربر: 4
ریاض جنگجوی کهنه کار توبه میکند خونی بریزد و چون آتشفشانی خاموش به گوشهای میخزد. برای آتش افروزی مجدد او، به یک شوک قوی نیاز است و آن تعرض به گلجان تنها عشق و امید زندگی اوست. آتش ریاض شعلهور شده و خونها میریزد. غافل از اینکه بازیگر یکهتاز نمایشی پرماجرا گردیده است.

کارگردان: هاتف علیمردانی
رای کاربر: 2
روایت خانوادهای که در دهه شصت در شهر زنجان زندگی میکنند. خانوادهای که جنگ و فضای آن سالها تأثیر زیادی روی زندگیشان میگذارد...

کارگردان: ابراهیم ایرج زاد
رای کاربر: 8
در این فیلم نهاد خانواده و مهاجرت از شهرستان به تهران و مشکلات و سختیهایی که این مسیر دارد، به تصویر کشیده شده است.


کارگردان: محمدهادی کریمی
رای کاربر: 3
این فیلم یک کمدی موقعیت از زندگی تراژیک فردی است که میبایست علیرغم خواست درونیاش همرنگ با مردم پیرامونش زندگی کند.

کارگردان: مرتضیعلی عباسمیرزایی
رای کاربر: 3
زهره در راه منزل احساس میکند کسی او را تعقیب میکند. او فرار کرده و همین عامل باعث میشود تا او در یک سانحهی تصادف فوت کند. پرویز (همسر زهره) بعد از 6 سال، برای اولین بار، با ضمانت رئیس زندان به مدت 72 ساعت به مرخصی میرود تا زهره را دفن کرده و در مراسمش شرکت کند. اما او دغدغهاش چیز دیگریست...

کارگردان: پوران درخشنده
رای کاربر: 7
شیرین که در زندگی خانوادگی با فرزند و همسرش به تدریج دچار مشکل میشود، به دنبال پیدا کردن راهی برای ایجاد ارتباط با آنهاست، که موفق نمیشود و به بحران میرسد. تلاش مجدد او برای خارج شدن از این بحران او را با چالش جدیدی رو به رو میکند.

کارگردان: محمد حمزهای
رای کاربر: 3
برای خودم فکرهایی داشتم آرزو داشتم می خواستم قهرمان بشم می خواستم اون چیزی که جامعه بهم تحمیل میکنه رو کنار بزنم، خوبه.

کارگردان: امید بنکدار، کیوان علیمحمدی
رای کاربر: 1
گیلدا، مالک رستوران سپید، سیاهترین شب زندگیاش را پشت سر میگذارد. او برای نجات زندگیاش تا صبح فردا فرصت دارد.

کارگردان: سیدمحمدرضا خردمندان
رای کاربر: 7
همیشه همینجوریه! آخرین بار هوا ابر شد. باد گرفت. درختا داشتن از جا کنده میشدن. اونقدر بارون شدید شد که سیل شهرو گرفته بود. پرندهها دور و بر لونه هاشون جیغ میکشیدن. یکی از بچهها قسم میخورد خودش دیده خورشید یکی دوبار نورش کم و زیاد شده....

کارگردان: وحید جلیلوند
رای کاربر: 9
کاوه نریمان یکی از پزشکانِ پزشکی قانونی در محل کارش با جسدی مواجه میشود که وی را پیش از این میشناخته است.