به ازای هر نفری که با دعوت شما در منظوم ثبتنام میکنند 20 امتیاز میگیرید.
لینک دعوت:


کارگردان: بهرنگ توفیقی
رای کاربر: 10
به عَجز مهمونم میکنی؟ به تسلیم ؟ این چه رضاییه که باید از ظهر عاشورا و وَقف عقیق و خون پسرم بگذرم؟ رضای کدوم دیاریه، این رضاییه که تو میخوای...

کارگردان: مسعود آبپرور
رای کاربر: 10
بهمن و توفیق دو دوست قدیمی هستند که از برادر به هم نزدیکتر به نظر میرسند، آنها ناف دختر و پسرشان را به نام هم بریدهاند. اما بچههای آنان که امروز به سن ازدواج رسیدهاند، راضی به این امر نیستند، این باعث میشود تمام این دوستی 30 ساله کم کم تحت الشعاع قرار بگیرد و...

کارگردان: محمدحسین مهدویان
رای کاربر: 10
در محلههای پر آشوب تهران، در پیچاپیچ خیابانها و کوچهها و در پستوی خانهها سرگردان و حیران. آیا این جستجو را فرجامی هست؟

کارگردان: مهران مدیری
رای کاربر: 10
از 7 صبح تا 5 بعدازظهر یک فرد را در تهران روایت میکند که آن روز آخرین فرصت آن فرد است که باید کاری را انجام دهد. فیلم هرچه جلوتر میرود بزرگتر میشود و ریتم مدام تندتر میشود و دیوانهوار بودن ماجرا بزرگتر و موضوع عظیمتر میشود.

کارگردان: مهران مدیری
رای کاربر: 10
داستان ویلای من درباره پیرمردی ۹۰ ساله و پولدار است که قرار است بهزودی فوت کند. وی هرگز ازدواج نکرده و فرزندی ندارد. او فقط چند برادر دارد که همهٔ آنها فوت کردهاند. وکیل درستکار وی به دنبال وراث واقعی او است که به طور اتفاقی ارسلان و هدایت که در یک رستوران کار میکنند متوجه این ماجرامی شوند و تصم...

کارگردان: مهران مدیری
رای کاربر: 10
داستان دربارهٔ یک آپارتمان سه واحدی و ساکنان آن است. ساکن یکی از خانهها، صاحبخانه آپارتمان در نقش آقای پیردوست و پسرش در نقش کوروش است که مغازهای نیز در نزدیکی آن دارند. مستأجر خانه دوم یک کاراگاه به نام اردلان پشندی است که پس از چند قسمت بازنشسته میشود و کارمند شرکت خصوصی میشود. همسر او منیژه ا...

کارگردان: مهران مدیری
رای کاربر: 10
داستان یک کارمند ساده هست که ناخواسته وارد ماجراهایی می شود که مجبور می شود در هر نقشی بازی کند و…

کارگردان: مهران مدیری
رای کاربر: 10
مسعود شصت چی که در گذشته به دلیل تغییر هویتها به دادگاه رفته بود و حکم شش ماه زندانی گرفته بود به خانه باز گشته اما سحر نامزد او با رئیس پیر اداره ثبت احوال به خواست پدرش و نه به رضایت خود ازدواج کرده ولی هنوز به مسعود شصتچی علاقه دارد. مسعود از اداره ثبت احوال اخراج شده و همه به دلیل سابقه گذشت...

کارگردان: مهران مدیری
رای کاربر: 10
ما جرا از آن جای شروع شد که نیما زند کریمی معلم تاریخ در پی پیدا کردن چند صفحه حذف شده از تاریخ است. او یک قهوه می خورد و به یک تاریخ دیگر میرود و در انجا با مردم ان زمان زندگی می کند و در انجا با مادر بزرگ رویا خانم که در زمان خودش عاشقش بود ازدواج می کند و در تمام مدت برای عوض کردن تاریخ و جلوگیری...

کارگردان: مهران مدیری
رای کاربر: 10
در خصوص بیچارگی کارمندان دولت، زورگویی صاحبخانه و مانند آن بود و بر دادن پیام اخلاقی در هر قسمت هم اصرار داشتند، در ساعت خوش مستاجرها زورگو بودند و از بعضی قطعات هیچگونه نتیجهای (اعم از اخلاقی و ...) قابل استنتاج نبود و گاهی تنها بیانگر یک وضعیت طنز بودند.

کارگردان: مهران مدیری
رای کاربر: 10
فرهاد که یک بررهای است در تهران مشغول کار در یک اداره است. در پی قبول شدن شادی (خواهر فرهاد) در دانشگاه در رشتهٔ کتابگذاری، پدرش او را نیز به تهران میآورد تا در کنار فرهاد و مهتاب زندگی کند... داود که یک پایین بررهای است، در تهران عاشق دختری به نام یاسمن میشود و از فرهاد و مهتاب میخواهد که بر...