فیلمها، سریالها و آثار
پوری بنایی
اضافه کردن اثر به سوابق
پوری بنایی
بازیگر
(68 اثر)
پنهان شدن
بیوگرافی
پوری بنایی
پوری (صدیقه) بنایی زادهی ۱۹ مهر ۱۳۱۹ در اراک بازیگر تئاتر، سینما و تلویزیون است. وی فعالیت سینماییاش را در سال (۱۳۴۳) با بازی در فیلم «عروس فرنگی» به کارگردانی نصرتالله وحدت آغاز کرد. از بازیهای به یاد ماندنی و خاطرهانگیز وی میتوان به نقش «اعظم» در دو فیلم «قیصر» و «کوچه مردها» اشاره کرد. بنایی پس از انقلاب موفق به بازی در هیچ فیلمی نشد. محمدعلی نجفی برای مجموعهی تلویزیونی «سربداران» (1362) به وی پیشنهاد همکاری داد که بنایی به دلیل بیماری پدر و مادرش نپذیرفت. همچنین در سالهای بعد از انقلاب چندبار به خارج از کشور رفت و به رغم پیشنهادهایی که برای بازیگری به وی شد به ایران بازگشت و حاضر به اقامت در خارج از کشور نشد. آخرین کار سینمایی بنایی، بازی در فیلم «مریم و مانی» به کارگردانی کبری سعیدی است، البته در سال (۱۳۸۶) در فیلم «شیرین» به کارگردانی عباس کیارستمی به عنوان یکی از صد بازیگر زنی که در این فیلم در نقش تماشاگران در حال تماشای یک فیلم دبده شدند شرکت داشت.
پوری بنایی در فیلمهای سینمایی نظیر؛ «شیرین» (۱۳۸۶)، «مریم و مانی» (۱۳۵۷)، «پشت و خنجر» (۱۳۵۶)، «تلافی» (۱۳۵۶)، «سرباز» (۱۳۵۶)، «آتش جنوب» (۱۳۵۵)، «خانم دلش موتور میخواد» (۱۳۵۵)، «غزل» (۱۳۵۵)، «میراث» (۱۳۵۵)، «زنبورک» (۱۳۵۴)، «مهرگیاه» (۱۳۵۴)، «گلنسا در پاریس» (۱۳۵۳)، «بیگانه» (۱۳۵۲)، «خوشگذران» (۱۳۵۲)، «خیالاتی» (۱۳۵۲)، «عیالوار» (۱۳۵۲)، «سرزمین دلاوران» (۱۳۵۱)، «شیر بها» (۱۳۵۱)، «عاصی» (۱۳۵۱)، «علی سورچی» (۱۳۵۱)، «قایقرانان» (۱۳۵۱)، «نانجیب» (۱۳۵۱)، «یک جو غیرت» (۱۳۵۱)، «برای که قلبها میتپد» (۱۳۵۰)، «دیوار شیشهای» (۱۳۵۰)، «زن یکشنبه» (۱۳۵۰)، «زیر بازارچه» (۱۳۵۰)، «قصاص» (۱۳۵۰)، «مردان سحر» (۱۳۵۰)، «قلبهای طلایی» (۱۳۴۸)، «قیصر» (۱۳۴۸)، «جاده تبهکاران» (۱۳۴۷)، «خشم کولی» (۱۳۴۷)، «دزد سیاهپوش» (۱۳۴۷)، «رودخانه وحشی» (۱۳۴۷)، «گرداب گناه» (۱۳۴۷)، «من هم گریه کردم» (۱۳۴۷)، «سرنوشت» (۱۳۴۶)، «مردی از اصفهان» (۱۳۴۶) و «وسوسه شیطان» (۱۳۴۶)، به نقشآفرینی پرداختهاست.
نمایش بیشتر
اضافه کردن حاشیه
پوري بنايي صورت بسيار معصومي دارد و در زمان فيلمهايش به آواگاردنر ايران معروف بود چون شباهت خيلي زيادي به آواگادنر داشت و از معصوميت صورتش و بازيهاي قشنگي كه داشت در فيلمهاي زيادي ازش استفاده ميشد.
بنایی ميگويد: در« خداحافظ تهران» كيميايي دستيار خاچيكيان بود و در اين كه ميخواهد اولينكار بلندش را بسازد با بهروز وثوقي خيلي صحبت كرد. اين بود كه روزي بهروز آمد و گفت كه كيميايي قصهاي دارد به نام «قيصر» و دوست دارد منو تو با هم بازي كنيم. درآن زمان شباويز و كيميايي شريك بودند و براي شروع كار صدهزارتومان كم داشتند كه من آن مبلغ را وام گرفتم و «قيصر» كليد خورد. در قرارداد من براي «قيصر» سي هزارتومان دستمزد داشتم و قرار شد در پايان فيلمبرداري پرداخت كنند و اين اتفاق هرگز رخ نداد.
پوري بنايي در مورد اولين حضور سينمايياش چنين ميگويد: روزي آقاي وحدت كه نسبت دوري هم با ما دارند در منزلمان ميهمان بود و به من گفت كه تو براي رلي كه من دارم تيپ مناسبي داريد و از من خواست كه نقش «عروس فرنگي» را بازي كنم و اين اولينكار سينمايي من بود.
آقاي وحدت موفق شد رضايت پدر پوري بنايي را براي بازي در فيلمهايش جلب كند. بلافاصله ابراز تمايل كارگردانان و تهيهكنندگان براي بازي وی درفيلمهايشان افزايش يافت.