به ازای هر نفری که با دعوت شما در منظوم ثبتنام میکنند 20 امتیاز میگیرید.
لینک دعوت:


کارگردان: مجید مجیدی
رای کاربر: 4
مرد ساده و میانسالی به نام کریم که در یک مزرعه پرورش حیوانات کار می کند، شیفته شترمرغهاست و ارتباط روانی و عاطفی با آنها برقرار کرده است. برحسب اتفاق یکی از شترمرغها از مزرعه فرار می کند...

کارگردان: علیرضا امینی
رای کاربر: 4
فتحی، راهبان قدیمی قطار در روزهای پایانی زندگی اش، برای جبران اتفاقات گذشته به روستای زادگاه خود بازمی گردد. او درصدد استشهادی برای خداست تا آسوده بمیرد....

کارگردان: محمد احمدی
رای کاربر: 4
نگاهی به زندگی سه خانواده که تقدیر باعث روابطی بین آنها می گردد: - مسعود کیا، در تصادفی همسر و دو فرزند خود را از دست می دهد. - همسر لیلا، رضا مقدم سالها پس از جنگ، به خاطر جراحت های دوران جنگ شهید می شود و او را به همراه دختر شش ساله اش (ستاره) تنها می گذارد. - مریم، همسر پیمان انصاری که دانشجوی...

کارگردان: محمد مقامی
رای کاربر: 4
مزد عشق: زوج جوانی برای گذراندن ماه عسل به شمال می روند، در یک مهمانی آنها را بیهوش می کنند و در حال استعمال مواد مخدر از آنها عکس تهیه و اقدام به اخاذی میکنند....

کارگردان: سعید ابراهیمیفر
رای کاربر: 4
آقای روشن شاعر پیر و گمنام شهر کرمان است. ایرج پسر او پس از سالها از فرانسه به دیدار پدر و خواهرش فخری می آید. ایرج با دوربین ویدیویی خود ابتدا باعث اذیت آقای روشن می شود ولی بعداً آقای روشن از طریق دوربین ویدیویی ایرج برای نوه های خود در خارج پیام می فرستد. آقای روشن، یک شب پشت تریبون در شب شعر در ...


کارگردان: محمدعلی سجادی
رای کاربر: 4
سروان رضا شمیرانی و همکارانش درگیر سرقت هایی غیرمتعارف می شوند....

کارگردان: محمدعلی باشهآهنگر
رای کاربر: 4
مینا برای برگرداندن جسد شوهرش مصطفی که شانزده سال پیش به شهادت رسیده، همراه با گونا، زن کرد عراقی، به کردستان عراق سفر میکند. گونا و دیگر زنان کرد، در مقابل تفحص اجساد شهدای ایران دستمزد میگیرند. و حالا گونا از محل دفن مصطفی باخبر است. مینا در طول مسیر پی به این واقعیت میبرد که شوهرش از قداست خاص...

کارگردان: محمدرضا ایرانمنش
رای کاربر: 4
دختری به نام اورمان را که در دوران کودکی و قبل از انقلاب به خارج از کشور رفته و در آنجا زندگی می کرده است را به تصویر می کشد که پس از انقلاب تصمیم می گیرد به کشور باز گردد و خانه پدریش را بفروشد. وی زمانی که وارد کشور می شود متوجه می شود که...