به ازای هر نفری که با دعوت شما در منظوم ثبتنام میکنند 20 امتیاز میگیرید.
لینک دعوت:


کارگردان: حسین شهابی
رای کاربر: 1
کیوان کمالی به بیست سال حبس محکوم شده و بعد از تحمل ده سال حبس بطور مشروط از زندان آزاد میشود. پرهیز از وقوع هرگونه تخلف و جرم و نزاع و درگیری بزرگترین چالش پیش روی کیوان کمالی در مواجهه با جامعه لجام گسیخته است.

کارگردان: کاظم راستگفتار
رای کاربر: 1
این فیلم داستان زندگی جوانی است که با نام مستعار آشوب در کافههای لالهزار خوانندگی میکند. آشوبهای تاریخی و واقعی دهه ۱۳۲۰ باعث به وجود آمدن اتفاقاتی در زندگی آشوب میشود.


کارگردان: آیدا پناهنده
رای کاربر: 3
مردی که ماهی را دوست داشت بازگشته است. دختری که بهروز را دوست دارد باز میگردد... مردهگان زنده میشوند.

کارگردان: احمد عبداللهیان
رای کاربر: 1
اشک نرگس با مضمون اجتماعی و دفاع مقدس داستان زندگی خبرنگاری را روایت میکند که بازمانده جنگ تحمیلی است. وی دچار چندگانگی در اجتماع و حتی هم دورهای های خود شده و در این بین عاشق همکار خود میشود و… .

کارگردان: علی سلیمانی، هادی حاجتمند
رای کاربر: 7
یونس به عنوان فرمانده گردان غواصان سه شب قبل از عملیات در حالی که در صدد حفر تونلی در منطقه عملیاتی بوده، مفقودالاثر شده است. حالا پس از سی سال اطلاعاتی به دست میآید که نشان میدهد احتمالا یونس زنده است و در آن زمان به واسطه منافقین قرارگاه اشرف با دشمن همکاری کرده…

کارگردان: مهران مهدویان
رای کاربر: 2
رویا در تلاش است زندگی خود را در آرامش نگه دارد، از طرفی نمی خواهد شوهرش از گذشته اش با خبر شود. او در این مسیر با مشکلاتی مواجه می شود.

کارگردان: پرویز شیخطادی
رای کاربر: 10
ریاض جنگجوی کهنه کار توبه میکند خونی بریزد و چون آتشفشانی خاموش به گوشهای میخزد. برای آتش افروزی مجدد او، به یک شوک قوی نیاز است و آن تعرض به گلجان تنها عشق و امید زندگی اوست. آتش ریاض شعلهور شده و خونها میریزد. غافل از اینکه بازیگر یکهتاز نمایشی پرماجرا گردیده است.


کارگردان: پوریا آذربایجانی
رای کاربر: 1
«بندر تهران» فیلمی اجتماعی است که فیلمنامه آن را خود پوریا آذربایجانی نوشته و علیرضا برازنده مدیریت فیلمبرداری را عهدهدار است و مازیار میری به عنوان مجری طرح در این پروژه حضور دارد.

کارگردان: سیدمحمدرضا خردمندان
رای کاربر: 5
همیشه همینجوریه! آخرین بار هوا ابر شد. باد گرفت. درختا داشتن از جا کنده میشدن. اونقدر بارون شدید شد که سیل شهرو گرفته بود. پرندهها دور و بر لونه هاشون جیغ میکشیدن. یکی از بچهها قسم میخورد خودش دیده خورشید یکی دوبار نورش کم و زیاد شده....