به ازای هر نفری که با دعوت شما در منظوم ثبتنام میکنند 20 امتیاز میگیرید.
لینک دعوت:


کارگردان: عباس کیارستمی
رای کاربر: 1
یک زن درون خودرویی نشستهاست و در ده سکانس با ده شخص گفتگوهایی انجام میدهد و نمایی از زندگی زن امروزی در ایران را نشان میدهد. در این فیلم شخصیت اصلی داستان با پسرش، خواهرش، یک عروس آینده، یک فاحشه و زنی که به دنبال خواندن نماز است گفتگو میکند...

کارگردان: ابوالقاسم طالبی
رای کاربر: 1
محمود، مهندس کامپیوتر، جانباز شیمیایی و مبتلا به سرطان است. یک شب که در خیابان قدم میزند متوجه میشود که در دو موتورسوار کیف دختری به نام شیوا را دزدیدهاند و مزاحم او شدهاند.

کارگردان: علیرضا امینی
رای کاربر: 1
گروهی سرباز از مناطق دورافتادهی کشور ، برای انجام خدمت وظیفه به پادگانی در اطراف تهران اعزام میشوند.

کارگردان: سعید سهیلی
رای کاربر: 1
زمانی که دوستان و آشنایان «پوریا» تصور میکنند او فوت کرده، پوریا به دیدن مادرش میرود. سپس به دیدار دوستش رشید رفته و در مورد گذشته با او صحبت میکند - و برای او تعریف میکند که قبل از غیبتش در شب عروسی اش با شیوا، منشی شرکت پوریا ادعای رابطه با پوریا را کرده که مراسم عروسی به هم میخورد.

کارگردان: امیرشهاب رضویان
رای کاربر: 1
سه پیرمرد، مرشد اسفندیار خیمه شب باز، آقا جواد ضرب گیر و آقا بهمن نوازنده دوتار سوار بر یک شورلت استیشن قدیمی سفری طولانی از تهران به جنوب خراسان آغاز میکنند تا به بیرجند شهر دوران جوانی شان برگردند.

کارگردان: حسن هدایت
رای کاربر: 1
جسد زن مسنی در ساحل دریای مازندران پیدا میشود. کارآگاه علوی عکسی از جسد پیدا میکند که شماره تلفن خودش و کافهی مهتاب پاتوق همیشگی او پشت آن نوشته شده است.

کارگردان: داریوش یاری
رای کاربر: 1
مردی که بهدنبال یافتن یک طبیب برای معالجه دخترش ستاره وارد روستایی میشود. اهالی روستا در حال آماده شدن برای مراسم عاشورا هستند اکبر نوجوان روستایی با پدرش در ارتباط با نذر خود اختلاف دارد وی با ستاره آشنا می شود.

کارگردان: علی عبدالعلیزاده
رای کاربر: 1
سهند آذرنیا، پیرمرد صاحب کارخانه عروسکسازی، زمانی که برای نجات کارخانهاش از ورشکستگی، عروسکی با هویت بومی ارائه میدهد، توسط گروهی دزدیده می شود. ساوالان، برادرزاده او که آهنگساز است توسط عروسکها فراخوانده میشود تا به کمک پیرمرد بشتابد.

کارگردان: سیروس رنجبر
رای کاربر: 1
پسری مغرور بهنام جبرئیل، پساز مرگ مادر، همراه دو خواهرش، راهی ناحیهای به نام قیروان میشود تا با پدر تبعید شدهاش دیدار کند. در مسیر، راهزنان با عنوان راهنمای راه پول آنان را بهسرقت میبرند. جبرئیل و خواهرانش که درماندهاند، در روستای چینو به خانهی پیرمرد و پیرزنی پناه میبرند. جبرئیل امیدوار ا...