به ازای هر نفری که با دعوت شما در منظوم ثبتنام میکنند 20 امتیاز میگیرید.
لینک دعوت:


کارگردان: سیامک شایقی
رای کاربر: 1
«ماه در جنگل» داستان آقامحرم، جنگلبان کارکشته جنگلهای (زیرآب) مازندران را روایت میکند که توسط قاچاقچیان چوب به شدت مضروب شده و در بیمارستان بستری است. یحیی پسر جوان آقامحرم، علیرغم آنکه تمایلی به ادامه راه پدر نداشته، آقامحرم را با خود به کلبه جنگلی میبرد تا هم مراقبت از او را به عهده بگیرد و...


کارگردان: آرش معیریان
رای کاربر: 1
مرز کمرنگی بین واقعیت و خیال است. حسن آس و پاس در مسیر وصول طلب پدر مرحومش از ملک سلمان کلاهبردار، در فضایی فانتزی تبدیل به شخصی رویایی میشود عشق به دختر ملک سلمان او را از ادامه ی ماموریتش باز میدارد و...

کارگردان: کیانوش دالوند
رای کاربر: 1
این انیمیشن روایتی از زندگی عبیدالله بن حر جعفی یکی از کوفیان مکه را به تصویر میکشد که از امام حسین (ع) دعوت کرده تا به کوفه بیایند و زمانی که میشنود سپاه امام (ع) به کوفه نزدیک شده از این شهر خارج میشود تا با ایشان روبرو نگردد؛ اما از بد حادثه به صورت کاملا ناگهانی با ایشان روبرو شده و مجبور می...


کارگردان: بیژن میرباقری
رای کاربر: 1
زوجی در آستانهی مهاجرت دچار مشکلاتی میشوند که مسیر زندگیشان را تغییر میدهد...

کارگردان: محمدرضا رحمانی
رای کاربر: 1
داستان سه زوج ایرانی که در پایان حضور خود در یک مهمانی با تراژدی روبرو میشوند...

کارگردان: محمد رحمانیان
رای کاربر: 1
داستان یک گروه دورهگرد نمایشی است که در سالهای ٦٨-٧٣ فیلمهای تاریخ سینما را در روستاهای دورافتاده و قهوهخانهها برای مردم اجرا میکنند...

کارگردان: محمدعلی سجادی
رای کاربر: 1
یک کارگردان تئاتر تصمیم میگیرد تا با جمع کردن گروهی بتواند داستان سیاوش را از روی شاهنامه فردوسی بخوانند و تمرین کنند برای اجرا...

کارگردان: مسعود دهنمکی
رای کاربر: 1
"به خودتان تکان بدهید تا خدا تکانتان نداده!" این جمله ای است که حاجی یوسف، پیرمرد زاهد شهر با دیدن آسیب های اجتماعی به مردم و مسئولین گوشزد می کند اما برخی او را جدی نمی گیرند و برخی نیز با شایعه وقوع زلزله و عذاب دستمایه شروع داستان را فراهم می کنند...

کارگردان: فرزاد مؤتمن
رای کاربر: 1
صبح است، مادری سراسیمه وارد کلانتری میشود و به افسر نگهبان میگوید دختر جوانش، سحر، دیشب به خانه بازنگشته است...

کارگردان: سهیل بیرقی
رای کاربر: 1
داستان یک زن خلافکار حرفهای به نام آذر است که با وجود همه هشدارهایی که آدمهایش به او میدهند و او را از کار کردن در شرایط خطرناک فعلی بر حذر میدارند، آذر با سماجت و اصراری عجیب دست از کارهای خلافش نمیکشد و هرچند میداند هر یک از مشتریهایش میتوانند پلیس باشند، باز هم به کارش ادامه میدهد...