به ازای هر نفری که با دعوت شما در منظوم ثبتنام میکنند 20 امتیاز میگیرید.
لینک دعوت:


کارگردان: بهروز غریبپور
رای کاربر: 3
حسنی پسر کوچکی است که در شهر خود به تنبلی و خواب آلودگی معروف است. اهالی شهر هر کدام به شیوهای تلاش میکنند او را از تنبلی پرهیز دهند، اما موفق نمیشوند.

کارگردان: محمدرضا اعلامی
رای کاربر: 3
پسر جوانی که فروشنده فیلمهای ویدئویی قاچاق است، کمکم توسط یک دندانپزشک به نام باقری به توزیع مواد مخدر روی میآورد. یکی از مشتریان رضا به نام فرخ او را مورد توجه قرار داده و در عین حال خواهر فرخ (آرزو) و رضا به یکدیگر علاقمند میشوند.

کارگردان: بابک پیامی
رای کاربر: 3
زن جوانی که مسئول یک صندوق رایگیری است که در طول فیلم با سربازی همکار میشوند.سرباز مجبور است که فرامین زن را رعایت کند و وی را جیپ ارتشی و اسلحهاش همراهی کند. در طول این فیلم با اتفاقاتی که رخ میدهد این دو نفر به شناخت بیش تری از هم میرسند

کارگردان: احمدرضا جغتایی
رای کاربر: 3
پسر ده سالهای نزد پدربزرگ خود اشعار شاهنامه فردوسی را یاد میگیرد و از طرفی داستانهای تخیلی غرب را مطالعه میکند . او در دنیای تخیلی خود همراه با دو نفر دیگر از دوستانش توسط افراد اکس ۲ دستگیر و به فضا برده میشود. در آنجا فرماندهی پلیدشان تصمیم میگیرد آنها را شستشوی مغزی دهد و از فرهنگ و سنت خود...


کارگردان: حمیدرضا محسنی
رای کاربر: 3
جوانی که بهدلیل مشکلات مالی ازدواجش بههم خورده جریان یک گروگانگیری به طور اتفاقی صاحب یک ساک پر از پول میشود و به همراه جوانی کر و لال فرار میکند.



کارگردان: محمود بهرازنیا
رای کاربر: 3
بازیگر افغانی فیلم جمعه به دعوت رسمی جشنواره هامبورگ به آلمان می رود و تنها پس از سه روز بهعنوان پناهندهای ساده مجبور به اقامت در یکی از بدترین اردوگاههای پناهندگان در آلمان می شود.

کارگردان: اصغر هاشمی
رای کاربر: 3
آذر در زندان مطلع میشود که دختر نوجوانش نگین از خانه فرار کرده. او از یکی از دوستانش بنام ندا که قبلاُ هم بندش بوده تقاضای کمک میکند تا دخترش را پیدا کند و...

کارگردان: وحید موسائیان
رای کاربر: 3
یک معلم جوان روزی از مراسم شاهنامه خوانی به روستایی وارد میشود و در آشنایی او با اهالی روستا، به عشق دختر جوانی بهنام گلبانو به چوپانی پیمیبرد

کارگردان: حمیدرضا صلاحمند
رای کاربر: 3
دختر و پسر جوانی که در همسایگی هم زندگی میکنند و قرار ازدواج گذاشته بودند با مخالفت پدر دختر بهدلیل جانبازی پسر جوان که سعید نام دارد روبهرو میشوند. زمانه که از سخت گیری های خانوادهاش به تنگ آمده، به سعید پیشنهاد فرار و بعد ازدواج میدهد ولی سعید قبول نمیکند. خانواده زمانه برای اینکار بهاین...