به ازای هر نفری که با دعوت شما در منظوم ثبتنام میکنند 20 امتیاز میگیرید.
لینک دعوت:


کارگردان: وس اندرسن
رای کاربر: 6
در سال 1930 که دولتی فاشیست در حال قدرت گرفتن است و شعله جنگ در حال روشن شدن، هتل بزرگ "بوداپست" به واسطه تلاش فراوان مهماندار و شاگردش به یکی از برترین تفریحگاه های اروپا تبدیل شده است. یکی از مشتریان همیشگی هتل می میرد و یک نقاشی ارزشمند به مهماندار می رسد، با این اتفاق همه چیز تغییر می کند...

کارگردان: مجید مجیدی
رای کاربر: 9
داستان از محاصره مسلمانان در شعب ابیطالب آغاز میشود و به پیش از میلاد پیامبر اسلام باز میگردد. فیلم با نمایش جنگ ابابیل شروع میشود و روایتی از میلاد حضرت رسول (ص) تا سن 12 سالگی ایشان را نمایش میدهد.

کارگردان: Jean-Pierre Dardenne، Luc Dardenne
رای کاربر: 8
ساندرا یک زن متاهل با چند فرزند است که پس از وقفه ای به کارش در کارخانه تولید صفحات خورشیدی بازمی گردد و می بیند که مدیریت بدون در نظر گرفتن شرایط سختش او را قربانی باقی کارکنان کرده است...

کارگردان: علی احمدزاده
رای کاربر: 3
دو دوست از یک مهمانی شبانه قصد بازگشت به خانه با ماشین خود را دارند. در مسیر راه با افراد و حوادثی روبرو میشوند که در فیلم در دو بخش "واقعی" و "فرا واقعی" به نمایش گذاشته میشوند...

کارگردان: شهرام شاهحسینی
رای کاربر: 6
مرتضی قصد دارد خانه کوچکشان را زیر قیمت بفروشد تا زودتر از محله و نگاه سنگین مردمانش فرار کند...

کارگردان: هومن سیدی
رای کاربر: 5
فیلم در یک ٢٤ ساعت میگذرد و داستان مردی است که در یک روز کامل هیچ چیزی را به یاد نمیآورد.

کارگردان: عبدالحسن برزیده
رای کاربر: 5
داستان کشتار دیپلمات های ایرانی در کنسولگری ایران در شهر مزار شریف افغانستان است که به دنبال حجوم نیروهای طالبان منجر به شهادت 10 تن از کارکنان کنسولگری ایران شد.



کارگردان: سیروس الوند
رای کاربر: 1
داستان دو دختر جوان است که با هم دوست هستند و درحالی که یکی از آنها نامزد دارد رابطه عاشقانهای بین نامزد دختر با دوست او برقرار شده است...

کارگردان: مهدی مظلومی
رای کاربر: 1
داستان سه مامور خارجی است که برای انجام عملیاتی با یک نقشه دقیق و از پیش تعیین شده وارد ایران می شوند اما از لحظه ورود با موقعیت های ویژهای روبرو می شوند که برنامههای آنها را به هم میریزد.

کارگردان: سید روحالله حجازی
رای کاربر: 3
همیشه فکر میکردم ماهیها موقع مردن، وقتی لب میزنن، یه چیزی میخوان بگن که من اونو نمیشنوم...