به ازای هر نفری که با دعوت شما در منظوم ثبتنام میکنند 20 امتیاز میگیرید.
لینک دعوت:


کارگردان: Marjane Satrapi، Vincent Paronnaud
رای کاربر: 1
Based on Satrapi's graphic novel about her life in pre and post-revolutionary Iran and then in Europe. The film traces Satrapi's growth from child to rebellious, punk-loving teenager in Iran. In the background are the growing tensions of the political climate in Iran in the 70s and 80s, with members...

کارگردان: حامد کاتبی
رای کاربر: 1
این انیمیشن روایتگر روزهای سخت زندگی مردی به نام «ریان» است که خشکسالی تاب و توانش بریده و روزگار را بر او و خانوادهاش سخت کرده است.

کارگردان: یونس عباسزاده
رای کاربر: 1
بابی و ببو طی تماسی از دفتر دوست قدیمی خود که ماهی قرمزی به اسم سیبیل طلا هست متوجه دردسری که متوجه او شده میشوند و برای کمک به دوست خود با سفینهای عجیب به سمت تهران شهری که سیبیل طلا در ان قرار دارد پرواز میکنند که در این بین و در طول این سفر ماجراها و اتفاقای جالبی برایشان رخ میدهد…


کارگردان: افشین هاشمی
رای کاربر: 1
خاله قورباغه مهربان و معاشرتی که بزرگترین مشکلش تنهایی و دور افتادگی از ۹۸ بچهاش است، در کنار شخصیتهای جدیدی چون خواهر دوقلویش با نام آبجی باجی، پزشک جنگل با نام حکیمه باجی، همسایه طماع و خلافکارش با نام سمسارباشی، یاور افسانهایاش با نام نخودی و نوههیی که هرکدام از شهری یا کشوری به سراغش می آین...

کارگردان: تهمینه میلانی
رای کاربر: 1
یک دانشجوی رشته ی سینما به نام فرشته، مربی خصوصی دختر نوجوانی است به نام عاطفه که والدینش متارکه کرده اند. فرشته که در جست و جوی موضوعی است برای پایان نامه ی تحصیلی خود در می یابد که پدر عاطفه باعث شده است که دخترش وضع روحی نامناسبی پیدا کند. فرشته در پی تحقیقاتی درباره ی مسئله طلاق به اعضای خانوا...

کارگردان: بهرام عظیمی
رای کاربر: 1
داستان این انیمیشن که در سال 1500 هجری شمسی می گذرد، درباره زندگی گذشته و حال شخصی به نام اکبر آقا است که به مسائل اجتماعی فرهنگی و شهرنشینی می پردازد....

کارگردان: محمدرضا نجفیامامی
رای کاربر: 1
پیرمردی به حرفه نقالی مشغول است و ابزار کارش، عروسکهای شخصیتهای شاهنامه است. هنگامی که عروسکهای پیرمرد به کمک انیمیشن جان میگیرند، همه چیز تغییر میکند و داستان مهیجی آغاز میشود...

کارگردان: بهروز یغماییان
رای کاربر: 1
جمشید اتفاقی دختر پادشاه را می بیند و دلباخته او می شود. پادشاه که فرزند ذکور ندارد،تصمیم می گیرد بین شاهزاده های نقاط دیگر مسابقه ای بگذارد و شاهزاده برنده، داماد پادشاه و وارث حکومت او شود. خورشید که نمی خواهد جایزه این مسابقه شود از قصر فرار می کند و در جنگل اسیر گرگ ها می شود. جمشید، خورشید را ...