به ازای هر نفری که با دعوت شما در منظوم ثبتنام میکنند 20 امتیاز میگیرید.
لینک دعوت:



کارگردان: حمید بهمنی
رای کاربر: 10
یک جانباز شیمیایی سالها پس از جنگ، جواب سؤال خود را که چرا در یک عملیات همه دوستانش بجز او شهید شده اند، از دختر جوانش می شنود....

کارگردان: مجید مجیدی
رای کاربر: 10
مرد ساده و میانسالی به نام کریم که در یک مزرعه پرورش حیوانات کار می کند، شیفته شترمرغهاست و ارتباط روانی و عاطفی با آنها برقرار کرده است. برحسب اتفاق یکی از شترمرغها از مزرعه فرار می کند...

کارگردان: علیرضا امینی
رای کاربر: 10
فتحی، راهبان قدیمی قطار در روزهای پایانی زندگی اش، برای جبران اتفاقات گذشته به روستای زادگاه خود بازمی گردد. او درصدد استشهادی برای خداست تا آسوده بمیرد....

کارگردان: خسرو معصومی
رای کاربر: 10
شوکا دختر جوانی است که به علت فقر خانواده مجبور می شود به ازدواج با پسر عقب افتاده ای تن دهد تا کمی از بار مشکلات خانواده کم شود، اما جلیل شاگرد خیاط دل در گرو شوکا دارد و این موضوع اتفاقاتی را به وجود می آورد...

کارگردان: سیدرضا میر کریمی
رای کاربر: 10
فردا برای امیر روز مهمی است او در یک مسابقه بین المللی معماری شرکت کرده و باید در رقابت با شرکت های خارجی موفق شود...

کارگردان: محمد نوریزاد
رای کاربر: 10
باورم بر این است که هیچ اندیشه ای، هیچ عملی، و حتی هیچ نیتی در جهان گم نمی شود....

کارگردان: سعید اسدی
رای کاربر: 10
یک زوج به اسرار جدیدی در مورد یکدیگر پی می برند و در پی تلافی بر می آیند.

کارگردان: حجت قاسم زاده اصل
رای کاربر: 10
"حمید" به جرم قتل شوهر خواهرش در زندان به سر میبرد. رئیس زندان به او سه روز مرخصی میدهد. او وقتی به خانه میرسد دلیل این سه روز مرخصی را میفهمد. پدر حمید در حال احتضار است. "سوری" و "رضا" خواهر و برادر حمید از حضور او در خانه ناراحتند. آنها حمید را عامل این مصیبت میدانند و با او بدرفتاری میکنند...

کارگردان: محمدحسین لطیفی
رای کاربر: 10
بازیگری با نام رضا گلزار است که از همسر خود جدا شده. رضا و همسرش یکدیگر را دوست دارند، اما برخی ارتباطات رضا باعث نارضایتی همسرش می شود.

کارگردان: فرزاد مؤتمن
رای کاربر: 10
قصه درباره پسر بچه ای است که بر اساس یک اتفاق با فرشته ای آشنا می شود و این آشنایی ماجراهایی را به دنبال دارد ....

کارگردان: بهروز یغماییان
رای کاربر: 10
جمشید اتفاقی دختر پادشاه را می بیند و دلباخته او می شود. پادشاه که فرزند ذکور ندارد،تصمیم می گیرد بین شاهزاده های نقاط دیگر مسابقه ای بگذارد و شاهزاده برنده، داماد پادشاه و وارث حکومت او شود. خورشید که نمی خواهد جایزه این مسابقه شود از قصر فرار می کند و در جنگل اسیر گرگ ها می شود. جمشید، خورشید را ...