جوانمرد

‏جوانمرد‏ (1353)
‏Chivalric‏

6.2
رای شما:
0/10
بر اساس رای 15 کاربر

خلاصه داستان فیلم سینمایی جوانمرد
"امیر" و "احمد" دو دوست صمیمی هستند و هر دو به "آسیه" علاقمند می‌باشند. امیر وقتی ماجرای علاقه‌ی احمد را می‌شنود خود را به نفع دوستش کنار می‌کشد. آسیه چون امیر را دوست دارد شهرش را ترک کرده و در جستجوی امیر به تهران می‌رود. احمد در این فاصله با پول زیادی که به ارث می‌برد موقعیت خوبی به دست می‌آورد. اما امیر وقتی آسیه را می‌یابد که او گرفتار حادثه‌ای شده و بینایی‌اش را از دست داده است. امیر از احمد تقاضای کمک می‌کند و تحمد که هنوز آسیه را دوست دارد در صورتی حاضر است امکانات معالجه‌اش را فراهم کند که آسیه از آن او باشد. امیر قول مساعد احمد را بدست می‌آورد اما احمد مدت زیادی زنده نمی‌ماند تا به خواسته‌اش دست یابد در حالی که علاقه‌ی خود را با واگذاری داراییش به آسیه بار دیگر نشان می‌دهد.

حواشی فیلم جوانمرد (0 حاشیه)
سوتی های فیلم جوانمرد (0 سوتی)
دیالوگ های فیلم جوانمرد (0 دیالوگ)
جزئیات بیشتر از فیلم جوانمرد
محصول: شرکت تولید و پخش (سازمان سینمایی پانوراما)
سوالات نظرسنجی ( 8 سوال)

فیلم ارزش یک بار دیدن را دارد؟


فیلم از لحاظ فنی و هنری باکیفیت ساخته شده است؟


تیم بازیگران، نقش‌ها را خوب بازی کردند؟


داستان و ساختار فیلم غیرتکراری و جدید بود؟


حرف و پیام فیلم، مفید و ارزشمند هست؟


بعد از پایان فیلم به آن فکر می‌کردید؟


فضای فیلم با فرهنگ خانواده شما سازگار است؟


فضای فیلم مناسب کودکان است؟

نظر خود را ثبت کنید
ارزیابی مردم از فیلم جوانمرد (از مجموع 7 رای)

ارزش تماشا
8.6
خوش ساخت
7.1
بازیگری
9.3
خلاقانه
5.7
محتوای مناسب
7.1
تفکربرانگیز
7.1
مناسب خانواده‌
10
مناسب کودکان
0.8
رای شما:
0/10
حداقل کارکتر بررسی: 0 /60
بررسی‌های مردم درباره فیلم جوانمرد (2 بررسی)
م م
فاقد بار فنی زیاد و داستان تکراری یک معشوق و دو عاشق و فداکاری قهرمان قصه به نفع دیگری و ..
داستان فیلم بعضا برای بیننده بخوبی ادامه ندارد مثلا اخمد ننه بابا جگرکی که فقیر و آس و پاس است بطور ناگهانی وارث ثروت کلانی شده و کارخانه دار میشود یا مشخص نمیشود نقش کاس آقا در فیلم چیست ؟ شخصی که سرش کلاه گذاشته اند اما برای انها رفاقت را تمام میکند یا شخصیت امیر پلنگ دچار تناقض است یکجا بشدت عاشق مرجان است و در جای دیگر بخاطر فداماری برای رفیق خود جرم قتل را گردن میگیرد اما
نسبت به سرنوشت معشوقه خود بی تفاوت است یا کاساقا بطور کلیفردی ابله نشان داده میشود که با یک قصه بی سر و ته و غیر واقعی فریب خورده تا تمام پولش را برای خرید سنگ جادویی خرج کند که بسیار غیر واقعی به نطر میرسد در بخش دیگر کاسافا مدت زیادی با مینی بوس شرکت غیبت داشته و پس از مراجعت نه تنها از سوی کارفرما بازخواست نمیشود که براحتی مبلغی بابت تعمیر اتومبیل دریافت می نمایدهمچنین عشق امیر به معشوقه بسیار سطحی است چون بخاطر تامین هزینه عمل جراحی براحتی از او میگذرد و مانند تمام قصه های فیلمهای ایرانی دخترها با سقوط از بلندی نابینا میشوند و دچار شکستگی دیگر نمیشوند که کمی غیر عادی به نطر میرسد و موضوع عجیب دیگر اینکه احمد که به شهر میرود و پولدار میشود هویت خود را تغییر داده و با نام اقای کبیر فعالیت میکند و این سوال برای بیننده پیش می اید که ایا شخصی که جز افراد پولدار و معروف شهر است و کارخانه دار بزرگی است آیا اوراق هویتی و ..ندارد که اسم خود را عوض کرده؟ یعنی اگر ارت به او رسیده باید نام فامیلی خقیقی خود را بگوید و پس از کسب ثروت چگونه ناگهان مشخصات وی تغییر و از افراد مشهور میشود ؟ یعنی در کارخانه هیچ نام و نشانی از هویت واقعی وی وجود ندارد ؟ یا در سالهای قبل این موضوع خیلی اهمیتی نداشته ؟ در مجموع داستان فیلم در جهت ترویج فداکاری و مردانگی گام برمیدارد اما داستان بطور منطقی پیش نمی رود و ظاهرا مردم ان زمان بسیار ساده و زودباور بودند یا شاید با مقایسه روزگار فعلی تفاوتها اشکار میشود
0 لایک
0 نظر
5 روز قبل