به ازای هر نفری که با دعوت شما در منظوم ثبتنام میکنند 20 امتیاز میگیرید.
لینک دعوت:


منظوم؛ مرجع سینما و تلویزیون ایران:
در ادامه بررسی فیلمهای کمدی از نظر ساختار، فیلمنامه و شوخی پردازی امروز به دسته سوم این فیلم ها می پردازیم.
3- کمدیهای استاندارد با شوخی های استاندارد
در این نوع کمدیها اغلب از لوده بازی و رقص و آواز بی جهت و شوخی های جنسی متعدد خبری نیست. در صورت استفاده هم به اقتضای متن از این نوع شوخیها استفاده شده است. به خوبی مخاطب را می خندانند، از نظر تکنیکی فیلم های خوبی هستند، کارگردانی و بازیهای بسیار خوبی دارند و از همه مهم تر دارای فیلمنامه نسبتا قوی می باشند. از این فیلم ها چندین سال یکبار در سینمای ایران دیده می شود و اغلب تا مدت ها آن ها را بعنوان نمونه ای از کمدی های خیلی خوب مثال می زنند. در ادامه به چند فیلم با این ویژگی ها در سینمای ایران اشاره می کنیم:
نان، عشق و موتور 1000
مطمئناً مهمترین وجه موفقیت نان و عشق... هجو موقعیت آدمهای روزگار ماست. در واقع تمام مسائلی که در فیلمهای جدی و پر حرف به آنها پرداخته میشود در این فیلم هم مورد توجه قرار گرفته اما با رویکردی مضحک و طنزآمیز. درگیریهای سیاسی و جناحی، وضعیت جوانان، اختلاف طبقاتی، کلاهبرداریهای بزرگ و کوچک اقتصادی و ریا و دورویی همه در داستان دقیق و پر جزئیات فیلم پرداخته شدهاند و جالب است که باعث خنداندن مردم هم میشوند. داستان در قالبی روایت میشود که به فیلم فارسی معروف است و نماد ابتذال و انحطاط سینمای پیش از انقلاب ماست اما فیلمساز استفادهی هوشمندانهای از این قالب کرده تا داستان خودش را تعریف کند.

داستان در واقع مفصل شدهی همان کلماتی است که عنوان طولانی فیلم راتشکیل میدهند.
نان، حکایت برزو مکانیک جوان و با استعدادی است که البته «جوان» به تمام معنا اما ساده دل و مهربان و با غیرت است. او هم مثل هر کسی میخواهد در زندگی پیشرفت کند و خوشبخت شود. در راه خوشبختی او عاشق باران دختر ثروتمند و خیالپرداز خانوادهی «دده بالا» میشود.
عشق، داستان رؤیاهای باران است. او به دنبال مردی است که متولد ماه مهر است، پولدار، خوش تیپ و با کلاس است و قرار است باران با دیدنش عاشق او شود. چیزی در مایههای لئوناردو دی کاپریو و فیلم تاتیانیک که مورد علاقهی باران است. اما فشار «یار علی دده بالا» عمو و قیم باران به شوهر کردن او آن هم ظرف سه روز همهی رویاهای این دختر احساساتی را به هم میریزد.
و سرانجام موتور هزارکه حکایت دو جوان است که میخواهند با ماشین ریشتراش سر جوانهای «سوسول فکلی»را چهار راه کنند وجلوی آنها در بیایند.

برخورد این سه خط کلی در قالب یک داستان گنج قارونی فیلمی از کار درآمده بود که بدون اغراق در زمان خودش تا آخرین لحظه تماشاگرانش را از خنده روده بر میکرد، بدون اینکه در دام شوخی های زشت و مبتذل بیفتد.
سن پطرزبورگ
"سن پطرزبورگ" بیش از هر چیزی، فیلم پیمان قاسم خانی است و در درجه دوم ساخته بهروز افخمی. سایه سنگین پیمان قاسم خانی و برادرش در تکتک سکانسها و بهخصوص دیالوگهای دو پهلو و کنایی – که هم رنگ و بوی آثار روشنفکرانه مهران مدیری را دارند و هم طنز موقعیت رضا عطاران به شدت احساس میشود و این در جاهایی کار افخمی را کم رنگ میکند اما دلیل اینکه فیلم به همین دلیل دو قطبی بودن به اثری دوپاره تبدیل نشده، هماهنگ بودن ساختار خوش رنگ و لعاب فیلم با محوریت داستانی آن است. بهخصوص در لوکیشنهای بسته داخلی که از اعمال موکد شخصیتها – با بازی غیرمنتظره و بسیار خوب محسن تنابنده و حتی بیشتر از وی، خود پیمان قاسم خانی – گرفته تا کادر بندی و دکوپاژهای اغراق شده افخمی، همگی در به بار نشستن بار طنز و همچنین موقعیتهای دراماتیک اثر، مناسب جلوه میکنند و قابل قبولند.

بخشهایی که به بهروز افخمی مربوط میشود، امتیازات و نقاط ضعف مخصوص به خود را دارد. بزرگترین کامیابی افخمی در بخش اکت بازیگران بهدست آمده است. کافی است دقت کنید به زوج بهیادماندنی داستان، با بازی محسن تنابنده و پیمان قاسم خانی. بهروز افخمی با همین انتخاب هوشمندانه و البته سرشار از ریسک، به درآمدن بار طنز فیلم کمک شایانی کرده. اورسون ولز جایی گفته: نویسندگان اغلب بازیگران بزرگی هستند. این سخن گوهربار در فیلم جدید افخمی نمود فراوانی دارد. بازی دو بازیگر اصلی فیلم به دلیل درک بالای آنها از موقعیتهای طنز خلق شده، بسیار طبیعی و بامزه از کار در آمده و قطعا برگ برنده اصلی فیلم نیز همین بازی متفاوت زوج اصلی فیلم است.

"سن پطرزبورگ" همچنین در عبور از برخی خط قرمزهای اساسی نیز پیشتاز است. پیمان قاسم خانی با استفاده از تجربیات بسیارش در عرصه نویسندگی، با عبوری هوشمندانه و کاملا ظریف و بدیع، چنان بازی با برخی نکات انجام میدهد که جالب توجه است. کافی است دقت کنید در سکانس بسیار خوب حضور دو شارلاتان داستان در خانه کتی. این بخش علاوه بر اینکه یکی از بهترین موقعیتهای کمدی بیست سال اخیر سینمای ایران را عرضه میکند یکی از جسورانهترین و قابل ریسکترین این تجربهها را نیز رقم میزند: بهخصوص شوخی در مورد جراح پروستات و دکتر پوست و … قاسم خانی علاوه بر اجرای بسیار خوب خود در این صحنه، دیالوگها و موقعیت را یکی پس از دیگری و به قدری ظریف ردیف کرده و به نمایش گذاشته که بدون باج دادن به مخاطب، به شدت خندهدار و طبیعی از کار در آمدهاند.
ورود آقایان ممنوع
«ورود آقایان..» داستان خانم دارابی(ویشکا آسایش) مدیر یک دبیرستان دخترانه است که به شدت دارای روحیه مرد ستیزیست به طوریکه تا به حال حتی یک مرد هم قدم به این دبیرستان نگذاشته، اما زایمان زودتر از موعد دبیر المپیاد شیمی این دبیرستان وی را مجبور میکند که با حضور یک دبیر مرد(رضا عطاران) در دبیرستان تحت مدیریتش موافقت کند و.....

پیمان قاسمخانی و رامبد جوان، نویسنده و کارگردان کار، توانستهاند با چاشنی کردن مقداری از تفکرات فمنیستی به شخصیت خانم دارابی و نقد این تفکرات به راحتی از خانهای کسب پروانهی ساخت و همچنین کسب پروانهی نمایش و اکران عمومی عبور کنند. فیلم در مقایسه با کمدیهای اکران شده در سالهای اخیر به شدت خندهدارتر است و تقریبا تمام تماشاگران را از نظر مقدار خنده در طول نمایش فیلم راضی از سالن سینما خارج میکند، اتفاقا همین ظاهر ضدفمنیستی فیلم و مقدار دُز بالای خندهی جاری در آن باعث شده هر دو طیف سنتیتر و امروزیتر جامعه، و البته هر دو گروه خانوادهها و جوانهای سینمارو از فیلم استقبال کنند. اما آیا واقعا تمام شوخیهای فیلم شوخیهای درست و پاکی است؟ در جواب باید بگوییم خیر! اما فیلمنامه قاسم خانی آنقدر لحظات ناب و درخشان دارد که می توان با اغماض از برخی شوخی های مورد دار و خط قرمزی گذشت.

مارمولک
«مارمولک» به اذعان بسیاری یکی از درخشان ترین آثار سینمای ایران است. کمال تبریزی با تجربه ای که پس از ساخت فیلم «لیلی با من است» کسب کرده بود و در آن اثر با پرویز پرستویی همکاری بسیار خوبی را داشت، یکی از بهترین فیلمنامه های پیمان قاسمخانی را با بازی پرویز پرستویی در نقش رضا مارمولک به اثری تبدیل کرد که ماندگار شد. فیلمنامه «مارمولک» قابل مقایسه با سایر فیلم های این لیست نیست و تنها چیزی که باعث شده مارمولک را در این دسته بندی قرار دهیم، وجود شوخی های خط قرمزی و بعضا جنسی موجود در فیلم است. «مارمولک» هم جذاب است و مخاطب را با خود همراه می کند، هم خوب می خنداند و هم حرف های زیادی برای گفتن دارد. آنقدر خوب است که کمال تبریزی و پیمان قاسمخانی نتوانستند هیچگاه موفقیت این کارشان را تکرار کنند.

خوب بد جلف
شاید قرار دادن فیلم«خوب بد جلف»در این لیست و در کنار فیلمی مثل «مارمولک» و «سن پطرزبورگ» به نظرتان عجیب بیاید. حرفتان را کاملا قبول داریم و با اطمینان می گوییم که «خوب بد جلف» از لحاظ کیفیت آخرین فیلم این لیست است، اما نکته ی مهمی که در خوب بد جلف وجود دارد این است که با اینکه «خوب بد جلف»فیلم فوق العاده ای نیست، فیلمنامهای خیلی قوی ندارد، شخصیتپردازی و صحنهپردازی خاصی هم ندارد، بازیگران و نقشهایشان بیبدیل و جدید نیستند و در قسمتهایی هم به دام کارگردانی تلویزیونی میافتد که بیش از همهچیز در تدوین این فیلم نمود پیدا میکند، اما فیلم «خوب بد جلف»ادعایی هم ندارد. صرفاً برای سرگرم کردن ساختهشده و در این راستا خوب هم عمل میکند و به دور از مرداب ابتذال و بدون به کارگیری الفاظ و شوخی های رکیک و زشت، مخاطب را خوب می خنداند و واقعا دو ساعت شاد را برای مخاطبش رقم می زند. در این مسیر دنیای سینما و فیلمسازی را هم نقد و با آن شوخی می کند. «خوب بد جلف»مستقیماً از میان ذهن یک آدم فیلم بازآمده که سینمای جریان اصلی و گیشهای سینما را خوب میشناسد. آیا در میان خیل عظیم کمدیهایی که پر از لوده بازی و یا شوخی های جنسی است و حتی به زور هم نمی توانند مخاطب را بخنداند، فیلمی متوسط مثل «خوب بد جلف» که گاهی اوقات شما را به قهقه می اندازد، غنیمت نیست؟!

آخرین اخبار، رویدادها و حواشی روز سینما، تلویزیون، بازیگران و هنرمندان ایران را در صفحهی اخبار منظوم مرجع سینما و تلویزیون ایران میتوانید دنبال کنید.
خب اینکه در این مطلب جای فیلمهای کمدی زیادی خالیه که میتونستن برسی بشن واضحه،من فقط به یکی از این آثار اشاره میکنم
قاعده بازی...احمد رضا معتمدی
فیلمی که طرح و ایده ی اولیش خیلی متفاوت و خاصه...با یه تیم بازیگرای درجه یک،پرداخت مناسب شخصیت ها،فضاسازی درست و بجا،ریتم یکنواخت،لحن خوب،تا میزانسن های عجیب و فانتزی،و حتا جلوه های میدانی دقیق قابل دفاع و اعتنا هست
بنظر من در حیطه ی پُست پروداکشن هم نمره ی خوبی میشه به این کار داد،کما اینکه فستیوالهای مهم در سال اکران این فیلم خوش ساخت حسابی ازش تقدیر کردن
باتشکر.
یونس.
باتشکر.
امیر.
ای کاش دوباره سینمامون برگرده به دوران کمدی های مثل سن پطرزبورگ،ورود اقایان ممنوع،مارمولک.
فعلا که مد شده فقط کمدی زرد و جلف بسازیم.
همون فیلمهایی که دوستان اشاره کردند ولی خب توی این لیست فیلمای مارمولک و ورود آقایان ممنوع از همه بهتر بودن و جز بهترین آثار سینمایی!!!
به نظرم مردم طرفدار کمدی هستن که بخندونتشون و حالشون رو خوب کنه
منم با اقای عسگری موافقم و باید کامل تر از این باشه و کمدی های دیگه هم در این لیست قرار بگیرند.
یا بارکد که علاوه بر حمله به حروف مخفف یه تصویر زیبا از وضعیت جوانان ایرانیو به تصویر کشید؟منظوم درخواست دارم گزارش کامل بشه
گزارش درمورد برترین های کمدی اولویت خوب بودن رو باید بدن به فیلمنامه و حرفه ای بودن که منظوم اولویت خوب بودن رو داد به نداشتن شوخی های جنسی!!!
این گزارش ها یه خرده سلیقه ای پیش رفت برخلاف گزارش های دیگه منظوم که براساس حرفه ای بودن پیش میرفت!!!
[بارکد]
بارکد از آن دسته فیلم هاست که میتوان از آن به عنوان یکی از خاص ترین کمدی های ساخته شده در سینمای نسل امروزی از ان نام برد ، بارکد فیلمی متفاوت که از دیدی متفاوت به مسائل فقر ، اعتیاد و مواد فروشی که دلیل اصلی آن رانت و رانتخواری و آدم فروشی هست اشاره کرد!!
بارکد نیز مثل همه فیلم ها و نوشته های کیایی برای بیننده چالش های فکری بسیار زیادی انتخاب میکند که یکی از این چالش ها روایتی از زمان قبل با زمان حال در حین پیشروی داستان اشاره نمود ، داشتن چندین قهرمان همراه برای پیروی از گرفتن حق و حقوقشان میتواند یک ویژگی برای فیلمنامه وفیلمنامه نویس و داشتن قهرمانانی با اشاره مستقیم فیلمنامه به آن ها دانست ، فیلمی که کمدی و جدیت کمدی را خوب به تصویر میکشد و سوژه بسیار خوب فیلم نیز آن را به فیلمی نیمچه سیاسی تبدیل کرده!!
[ایران برگر]
ایران برگر نیز از آن دسته فیلم هایی است که سوژه بسیار خوبی دارد و توانسته از طریق سوژه خوبش خود را به یکی از پرحاشیه ترین فیلم های انتقاددی تبدیل کند که فیلم روایتی از عشق دو عاشق از خان بالا و پایین هست که به خاطر انتخابات درگیر مشکلاتی از سمت و سوی پدرهایشان میشود!!
فیلمی متفاوت با لهجه های زیبا و کار شده که همین لهجه را میتوان یه عنوان شوخی های کمدی نام برد ، پر بازیگر بودن فیلم و پرداخت یه اندازه به هر کارکتر در تایم مشخص خود بسیار ارزشمند است که با بازیگران محبوب مردم مثل محسن تنابنده و علی نصیریان و احمد مهرانفر و هادی کاظمی و بهرام افشاری اشاره کرد که هر کدام از این بازیگران به خوبی توانسته اند نقششان را ایفا کنند!!
چیزی هم که این فیلم را نسبت به باقی فیلم ها متمایز میکند انتخاب غلط مردم در انتخابات هست که با دادن گوشت و مرغ قبل از انتخابات از جانب نامزد هاست که فقط با حرف های قشنگ و امید وار کننده را قبل از انتخابات میزنند!!
[دراکولا]
شاید فیلم دراکولا مخاطب را آنچنان وادار به خنده نکند اما پرداخت به مسئله اعتیاد در قالب فیلم کمدی بسیار سخت است که عطاران این ریسک را پذیرفت و موضوعی رو انتخاب کرد که میش قدمی دانست برای فیلم هایی کمدی بهتر در قالب عواقب اعتیاد!!
تشبیه های بسیار خوبی از اعتیاد به نمایش گذاشته بود و فیلمنامه خون خواری رو ترجیح میداد به اعتیاد!!
[ضد گلوله]
به عنوان یکی از ابتدایی ترین فیلم های کیایی با انتخاب متفاوتی فیلمنامه در این فیلم به چشم میخورد ، روایتی از داستان یک خوش شانس که ویدئو های غیر قانونی رایت میکند و برای فرار از پلیس مجبور به رفتن به جنگ میشود!!
شاید خوش شانسی نکته اول در جذاب شدن فیلم برای مخاطب باشد که چرا مرد در جنگ هیچ مرگی برخلاف خواسته و آرزوی مرد اتفاق نمی افتد که با بازی مهدی هاشمی و سعید آقاخانی زیبایی ها رو بیشتر به مخاطب منتقل میکند!!
[رد کارپت]
خاص بودن بیش از حد نیز باعث شد تا به فیلم و هیجان آن لطمه های بسیاز زیادی بخورد به طوری که به فیلمی با فیلمنامه بی کشش و غیر جذاب تبدیل شود و طولانی شدن سفر عطاران و نبودن سوژه و ایده ای که برای پیشروی داستان عطاران در خیابان های کشور فرانسه ، برای خنداندن مخاطب به چشم میخورد ، طوری که رضا عطاران را با باقی کارکتر هایی که بازی کرده است نشناسیم و از آن فیلمهایی که مخاطب در آن قهقهه میزند دور شود!!
مارمولک خیلی خیلی روی کارکتر رضا کار کرده بود که مخاطب رو به وجد میاورد کاملا بالعکس خوب بد جلف!!!
خوب بد جلف هم که مثل همیشه با دو زوج جمشیدی و درخشانی که مثل سریال تلویزیونی پژمان عمل کرده بود و هیجانی آنچنانی رو به مخاطب بده و به همین دلیل لقب زرد رو نمیتونست بهش داد بلکه لقب جلف کاملا شایسته این فیلم هست!!!
منظوم به نظرم فیلمهایی بسیار دیگه ای هم بودن برای ادامه دادن این گزارش که بررسی شوند!!!
اگر این امکان هم برقراره منظوم لطف کن که گزارشی درمورد سریال های کمدی ارائه بدی:)