هوآر، مدرس دانشگاه، هنوز هم برای شوهرش که در طول جنگ از دست رفته است، میپرسد. او زندگی حرفه ای و زندگی خود را کنار بگذارد تا دوباره شوهرش را دنبال کند. او دو نفر از جوانان را به نام رامین و کتی در جاده ها قرار می دهد که مواد مخدر مصرف کرده و در شرایط بد قرار دارند. آنها در جریان اختلاف قتل می کنند و هوور شاهد آن است. رامین و کتی نگهبان هووره را در اختیار دارند و می بایست در مورد اینکه آیا او باید او را بکشد یا او را زنده نگه دارد. اما همه چیز بد نیست به عنوان انتظار می رود.