عضویت از دی 1400
ستاره 499
بررسی 372
لیست 0
مشارکت 5
آنا جون
امین تارخ گفت بزرگ فکر کردن اینه که همه کلاه می زارن سر هم ..... تو کلاه نزار من گول شهره قوامی را نخوردم تو ساده ای امیر ..... محبوبه قوامی تهدید کرده بود من تعقیبش کردم ته توه قضیه را دراوردم مگه من دیوانه ام که ابروی خودم ببرم مریم بوبانیه گفت خداروشکر مامان مرد این روزارو ندید داداش باور کن همه چی پول نیست بهش می رسی می فهمی چی می گم جهان گفت ساعت تو چند است رسول گفت ساعت کادو است راضیه گفت الان ساعت من ارزونه صب ظهر نشون می ده جهان گفت جوونی ام بر می گرده تو فرق خوب بد می فهمی شغل بی دردسر مسافرکشی می فهمی بعله سهمش،داده بودی الان ه اینجوری بود راضیه مسافرکشی می کنه سهم ما رو میندازه جلومون با بیست سال تاخیر پدر پسر خوب بهم میان من حرمت ها را خرج کردم جهان من تو این بیست سال کاری نکردم ببین مغلطه نکن با تمام سود حساب عادلانه تقسیم کنی مارو خبر کن بیچاره پدرم راضیه خواهر به امین تارخ داداش قرصات کجاست لیوان اب به رسول می دهد یذره اب بخور جز خودمون کسی نمی دونه ..... گوینده صدا نمایش سریال رهایم نکن می گود از آذر شاکی است فوش،میدهد که اصرار کرد رب نجنی من القوم الظالمین ربنا اخرجنا من هذه القریه الظالم بیخیال خدایی که بشدت کافیست
1 لایک
1 ساعت قبل
بیوگرافی آنا جون
آن کیست کز روی کَرَم با ما وفاداری کند
بر جای بد نامی چو ما یک دم نکو کاری کند حافظ
عزیزم عزیزم قلب عاشق را مرنجان
لوفز لوفز لوفز عزیزم من پاک هستم با خدا هستم من عاشق هستم
بسم الله بیا بیا .......... یک زمان غافل شدم صد سال راهم دور شد
ستاره‌ها
499