حواشی «امیرحسین صدیق» (11 حاشیه)

وی در سن ۳۰ سالگی تصمیم می‎گیرد که وقتی ۴۰ ساله شد دیگر تهران زندگی نکند و موفق شد قبل از ۴۰ سالگی به این رویایش جامه‎ی عمل پوشاند و با همه‎ی سختی‌هایی که داشت عاقبت در روستای کمرد ساکن شد.

وی خانه و کاشانه‎ی خود را به روستایی در حوالی پایتخت منتقل کرده‎است. روستای "کمرد" در ۲۰ کیلومتری شرق تهران است. او معتقد است یکی از دلایل بدحالی مردم دور شدن از طبیعت است. «آرامش روستا را با زندگی در تهران عوض نمی‌کند.»

وی پدرش علی صدیق را زمانی که ۷ سال بیشتر نداشت در سانحه‎‌ی تصادف رانندگی از دست داد.

وی کارگاه کوچک مجسمه‎سازی‎اش را گوشه‎ی حیاط خانه‎اش در روستای کمرد راه انداخته تا به علاقه‎ی همیشگی‎اش یعنی مجسمه‎سازی بپردازد. در این کارگاه، تمام ابزار و تجهیزات مجسمه‎سازی موجود است تا هر روز صبح وی را به ساخت مجسمه تشویق کند.

باغچه‎ی کوچک خانه‎ی وی پر است از صیفی‎جاتی مانند بادمجان و گوجه‎فرنگی. کنار این باغچه مرغ، خروس و اردک‎هایش را نگهداری می‎کند. اگر این باغچه کمی بزرگ‎تر بود شاید او می‎توانست به عنوان یک کشاورز هنرمند باشد.

قسمت دوازدهم از فصل سوم برنامه‎ی «خندوانه» روز چهارشنبه ۱۱ فروردین ۹۵ از شبکه‎ی نسیم پخش شد. در این قسمت از برنامه‎ی «خندوانه» سومین و آخرین رقابت از مرحله‎ی دوم مسابقه‎ی لباهنگ بین دو شرکت کننده‎ی منتخب دور اول اشکان خطیبی و وی اجرا شد.

وی یک باغ قدیمی در کمرد خریده‎است و شروع به ساخت خانه‌اش در باغ کرد. البته از وقتی اولین اتاق ساخته شد او به اینجا نقل‌مکان کرد.

اسب‌سواری، دوچرخه‌سواری کوهستان، دو ماراتن و شنا از ورزش‌هایی است که انجام داده‌است.

وی را بسیاری هنوز با عنوان و نام آقای پدر در مجموعه‎ی «قصه‌های تابه‌‌تا» چهره‎ی محبوب بچه‎ها و حتی بزرگترها به یاد دارند.

پدرش، علی صدیق را در ۷ سالگی در اثر سانحه‎ی رانندگی از دست داده و زهره دهسنگی مادرش است.

وی به مدت ۳ سال سوارکاری را ادامه داد و حتی در مسابقات پرش اسب هم شرکت کرده‎است.