یک بیوه به عنوان یک خدمتکار برای یک خانواده ثروتمند و مهربان و فرار از ناتوانی می یابد. دختر خدمتکار در کنار دختر خانواده ثروتمند رشد می کند و به دلیل کار مادرش به طور مداوم عصبانی می شود و به مادرش بی تفاوتی می کند و وقت خود را برای لذت بردن صرف می کند. او در نهایت وقتی مادرش میمیرد بیدار می شود.