حواشی «منوچهر حامدی» (4 حاشیه)

منوچهر حامدی با مرگ نابهنگامش سینما را از وجود یك بازیگر بسیار خوش قریحه محروم كرد. مسعود كیمیایی با دعوت از ایشان برای بازی در فیلم «ردپای گرگ» یكی از ماندگارترین نقش‎ها را به وی هدیه كرد. پس از این فیلم بود كه سینما به توانائی‎های وی پی برد. البته مرحوم حامدی در اوایل دهه‎ی هفتاد نقش‎های زیادی قبول كرد كه برخی از آن‎ها شایسته استعدادهایش نبود و عاقبت هم جان خود را هم سریكی از همین محصولات نازل گذاشت.

در آن سال‎ها كه تصاویر مجموعه‎ی طنز «ساعت خوش» و بازیگرانش زینت‎بخش بسیاری از مطبوعات بود زنده یاد حامدی به یكی از همین هفته‎نامه‎های ورزشی هنری زنگ زده بود كه بابا حالی هم از ما پیرمردها بپرسین چرا همش ساعت خوش ساعت خوش می‎كنین!

مرحوم منوچهر حامدی از سال‎های فعالیتش در سینما خاطرات بسیار تلخی هم داشت. یكی از آن خاطرات برخوردی بود كه مرحوم فردین سر یكی از فیلم‎ها به گمانم «جبار سرجوخه فراری» باشد با وی كرده بود. در صحنه‎ای قرار بود كه فردین مشتی را حواله‎ی صورت حامدی كند و ایشان افه مشت خوردن را اجراء كند اما فردین آن چنان ضربه‎ای به وی زده بود كه حامدی از یك بلندی به پایین سقوط كرده بود. البته حامدی می‎گفت كه فردین عمدا این كار را انجام داد چون كه دائما در پشت صحنه فیلم هم مترصد فرصتی بوده كه به وی ضربه‎ای بزند!

منوچهر حامدی مدتی قبل از مرگش یك مغازه‎ی لوازم صوتی و تصویری با فرزندانش برپا كرده بود و پس از سال‎ها حاشیه‎نشینی در سینما با محبوبیت به دست آمده قصد داشت حاشیه‎ی مالی امنی برای خود فراهم كند كه متاسفانه اجل مهلتش نداد.