حواشی «ثریا حکمت» (4 حاشیه)

در سال ۱۳۵۳ در مدرسه فرهنگ که کنار تالار فرهنگ بود و از طرف مدرسه در این تالار تئاتر بازی می‌ کرد با آقای طالبی کارگردان آشنا میشود که گویا برای فیلمی دنبال یک زن کرد می‌ گشتند که چشم‌ و ابرو مشکی باشد که با دیدن خانوم حکمت این نقش رو به وی پیشنهاد میکند


ثریا حکمت در مورد اولین روز فیلمبرداری میگوید : یادم هست روز اول فیلمبرداری در اولین صحنه سیلی خوردم، چون جلو دوربین شوکه شده بودم. بعد از آن کمی به خودم آمدم و کار را شروع کردیم. بعد از فیلم اول، ازدواج کردم اما زندگی کوتاهی داشتیم
او بعدها تلاش میکند به صورت آکادمی بازیگری رو یاد بگیرد که دو سال در دانشگاه تئاتر هم میخواند اما با شروع انقلاب اسلامی دانشگاها تعطیل میشود و دیگر نمیتواند ادامه بدهد

زمانی که وارد سینما می شود خانواده و اقوامچم بدلیل مذهبی بودن طردش میکنند همسرش هم سال ۵۹ وقتی بار‌دار بوده ترکش میکند و به آمریکا می رود او ماند و دخترش و دیگر هم ازدواج نکرد
خانوم حکت میگوید وقتی فیلم «ناجورها» به نمایش درآمد جدا شدیم چون خانواده همسرم خیلی مذهبی بودند و شغل من را نمی‌ توانستند قبول کنند


او بعد از انقلاب اسلامی در چندین فیلم سینمایی بازی میکند اما از سال ۷۹ به بعد دیگری حضور او در سینما کم رنگ میشود و چندین بار سکته و مریضی دیگر بطور کامل او را از سینما و تلویزیون حذف میکند تا جایی که برای امرار معاش مجبور به کارگری در خانه های مردم میشود – بعد از خبر جنجالی از وی که بدلیل عدم توان پرداخت کرایه خانه مجبور به چادر زدن در خیابان خواهد شد نام او دوباره بر سر زبان ها افتاد که باعث شد برخی از مشکلاتش حل شود
متاسفانه خانوم ثریا حکمت نازنین در تاریخ ۱۶ فروردین بدلیل تشنج و لخته شدن خون به کما رفته و وضعیت مناسبی ندارد و بخشی از مغز از کار افتاده است و تنفس به وسیله دستگاه انجام میشود