حواشی «مهران مدیری» (27 حاشیه)

مجله‌ی نیوزویک در مقاله‌ای، مدیری را بیستمین مرد قدرتمند سال (۲۰۰۹) درایران نامید.

مهران مدیری در جریان نقش‌آفرینی در سریال قلب یخی (فصل سوم) دچار حادثه شد و انگشت کوچک دست راستش آسیب دید و جراحی شد. به همین دلیل مهران مدیری در سریال «ویلای من» با دستکش بازیگری کرده‌است.

دانشگاه لیبرتی آمریکا (American Liberty University) به پاس انجام فعالیت‌های هنری و انسانی، به مهران مدیری مدرک دکترای افتخاری اهدا کرد. مراسم اهدای دکترا به مدیری در ۲۱ تیرماه (1390) (۱۲ ژوئن ۲۰۱۱) در دانشگاه لیبرتی واقع در لس‌آنجلس برگزار شد که مهران مدیری به دلیل ضبط ادامه‌ی مجموعه‌ی «قهوه‌ی تلخ» نتوانست در این مراسم حضور پیدا کند. در این مراسم، دکتر رونالد برینر به نمایندگی از مهران مدیری این مدرک را دریافت کرد و حمید سلطانی آن را در ایران به مهران مدیری رساند.

کمتر کسی می‎داند که وی سید اولاد پیغمبر(ص) است!

بعد از این که مدرک دیپلم علوم انسانی خود را گرفت، در سال 1365 وارد دانشگاه شد و تحصیلات آکادمیک خود را در رشته‎ی تئاتر ادامه داد و به دلیل حضور در جبهه‎های جنگ مرصاد و حلبچه ناتمام رها کرد.

علت موفقیت او ارائه‎ی شیوه‎ی جدید مجری‌‌گری و بازیگری و حضور توامان نقش و واقعیت است، وی به شیوه‎ی تئاتری کار را بدون قطع می‎گرفت.

وی اولین کسی است که طرح برنامه‎های نود قسمتی و روتین را اجرا کرد.

او اعتقاد دارد باید با مردم صادق و روراست بود.

در سال 1389 با تلویزیون بر سر ساخت سریال «قهوه تلخ» به توافق نرسید و از آنجا راه خود را جدا کرد و وارد عرصه‎‎‎ی شبکه‎ی خانگی شد. البته سریال «قهوه‌ تلخ» به خاطر بدقولی تهیه کنندگانش که قرعه کشی‌ای برای جایزه‌های ویژه اعلام شده انجام نداند، بسیاری را دلخور کرد و وی در ابتدای سریال «ویلای من» بابت این قضیه از مردم عذرخواهی کرد.

اولین برنامه‎سازی است که پشت صحنه‎ی کارهایش را به مردم نشان داد و صداقت را بزرگ‎ترین صفت آدمی می‌داند. او معتقد است چرا مردم نباید حقایق، اشتباهات و تپق‌های ما را ببینند.

همسرش دختر یکی از دوستان مادرش است،خانه‌دار است و هنری و گاهی برای خودش می‌نویسد، آنها صاحب یک پسر به نام فرهاد و یک دختر به نام شهرزاد هستند.

نام پسرش، فرهاد را مادربزرگش انتخاب کرده‎است.

خودش در برجی در قیطریه ساکن است و مادرش هم در واحد کناری ساکن است.

در کارش بسیار جدی است و برای کارش زمان می‎گذارد به طوری که در طول یک کار کمتر می‎تواند به خانواده‎اش سر بزند و آنها را ببینند.

در آخرین لحظات سال 1392 در شبکه‎ی ۳سیما در برنامه‎ی «۳ ستاره» که وی نامزد دریافت بهترین بازیگر نقش اول مرد در سریال‎های «برره» و «مرد هزار چهره» شده بود، در این برنامه حاضر شد و دو جایزه دریافت کرد.

بزرگ‎ترین برادرش از پیانیست‎های قابل است و برادر دومش نقاش و گرافیست. در خانواده‎ی وی هنر اهمیت فراوانی دارد.

از پنج سالگی با موسیقی آشنا شد و از 12 سالگی تنها به موسیقی کلاسیک گوش می‎داد. او یکی از کامل‎ترین آرشیوهای موسیقی کلاسیک را دارد.

در کودکی زیاد شر و شور نبود اما بسیار کنجکاو بود، به طوری که در غیاب برادرش به اتاق او می‎رفت و تمام کتاب‎های نقاشی‎اش را زیر و رو می‎کرد.

برادر نقاشش (حمید) در سوئد زندگی می‎کند. هنر و ادب موجب شد تا وی تاثیر فراوانی از او بگیرد.

اولین تئاتر زندگیش را در دبستان بازی کرد. او در این تئاتر نقش لوطی را به خوبی ایفا کرد تا نشان بدهد که هنر در خونش است.

همواره به دنبال تجربه و مطالعه بود به طوری که آشنایی با کارهای «سالواتور دالی» تاثیر زیادی بر روی او گذاشت که آثار آن هنوز هم در وی مشهود است.

در شانزده سالگی جذب تئاتر شد و اولین کار حرفه‎ای‎اش را تمرین کرد اما این کار هرگز بر سر صحنه نرفت اما موجب شد تا او بیشتر با تئاتر آشنا شود.

«ساعت خوش» یکی از بهترین و پربیننده‎ترین برنامه‎های طنز تلویزیونی شد اما به دلیل مشکلاتی که به وجود آمد برنامه تعطیل شد.


با وجود دامن زدن مطبوعات به حاشیه‎ها، وی هرگز اسیر حواشی مطبوعات و شایعه‎های فراوان نشد و کارش را ادامه داد.

از «ساعت خوش» به بعد دور مطبوعات را خط کشید و بسیار کم مصاحبه کرد. او هنوز هم از مطبوعات دلخور است.

در ریاضیات همیشه ضعیف بود. وی هنوز که هنوز است علت ریاضیات در جهان را نمی‎داند. یعنی به نظرش بیهوده‎ترین و پوچ‎ترین درس است و هیچ‎وقت نمره‎ای بالاتر از 2 در این درس نگرفت! در درس‎هایی هم که به ریاضی مربوط است مثل جبر، فیزیک و غیره، هیچ‎وقت موفق نبود. وی از ریاضی متنفر بود. به عقیده‎ی او ریاضی فقط در حد جمع و تفریق مفید فایده است.

«الناز شاکردوست»، 12 بهمن ماه سال 1396 پس از سانحه‌ای که برای او در پشت صحنه فیلم سینمایی «دو طبقه روی پیلوت»، اتفاق اومد با انتشار عکسی از «مهران مدیری»، که در بیمارستان به عیادت وی رفته بود، نوشت:
«امروز درست می شه ١٠ روز که ثابت روی تخت بیمارستان هستم ، فقط با عشق و حضور پُر از محبت شماها تحمل این لحظه ها برام امکان پذیرتر شد ممنونم ???»