حواشی «اسماعیل خلج» (4 حاشیه)

نمایش‌نامه‌های خلج عموما در قهوه‌خانه‌ها و محلات جنوب شهر و در میان مردمان طبقه پایین اجتماع می‌گذرد و بالتبع شخصیت‌های داستان‌های او نیز از اقشار تهیدست و طبقه متوسط نوخاسته‌ای چون کفاشان دوره‌گرد، قصاب، واکسی، سنگتراش، بنا، حمال، راننده، قهوه‌چی، لمپن‌ها، دزد، پاسبان و مست و... هستند. اقشاری که برخاسته از دغدغه‌ی وی در به تصویر کشیدن فرهنگ و به‌ویژه تاریکی‌های زندگی مردمان طبقه پایین اجتماع‌اند.

ناصح کامگاری، نویسنده و کارگردان، در مورد نوشته‌های خلج می‌گوید: «آثار خلج، تداعی‌کننده‌ی فضای نمایش‌نامه‌های کوتاهی بود با آدم‌هایی در حاشیه شهر، درمانده، سرگشته، نشسته پشت میز پیاله فروشی‌ها و در آمد‌وشد قهوه‌خانه‌های غریب مجاور محله‌های بدنام. یادآور پایتخت ناقص‌الخلقه‌ای که بعدها تهران پر از تناقضات اجتماعی، طبقاتی و فرهنگی از آن سربرآورد.»

منصور خلج درباره‌ی آثار خلج می‌گوید: «اسماعیل خلج یک از بزرگ‌ترین نمایش‌نامه‌نویسان معاصر ایران محسوب می‌شود. خلج نگاه بسیار ویژه‌ای به مردم دارد و دردهای آن‌ها را خیلی خوب می‌شناسد، زیرا با آن‌ها زندگی کرده و از نزدیک مشکلات آن‌ها را لمس می‌کند و با کوچه پس‌کوچه‌های محله‌های فقیرنشین همدل و هم‌زبان می‌شود.»

واقع‌گرایی نگاه خلج به جهان، تحت تاثیر ناتورالیسم قرن نوزدهم اروپاست؛ زبان و لحن تلخ وی عامیانه و ملموس است که با دنیای شخصیت‌های خلق شده‌اش نسبت نزدیکی دارد. بیان عمق مفاهیم با آرایش زبانی و درون مایه‌ای ساده، از ویژگی‌های بارز نمایش‌نامه‌های خلج محسوب می‌شود.