یه حبه قند

‏یه حبه قند‏

 (1388)
7.1
رأی شما:
10 / 0
بر اساس رای 61 کاربر

فیلم سینمایی

درام, خانوادگی

خلاصه داستان فیلم یه حبه قند

قرار است پسند (پسندیده) دختر کوچک یک خانواده یزدی با پسری به نام کیوان از خانواده متمولی در همسایگی، که حالا مقیم آمریکاست، ازدواج غیابی کند و به آمریکا برود. چهار خواهر بزرگ‌تر خانواده (که برخی ساکن یزد و برخی مقیم شهرهای دیگرند) و همسر و فرزندان‌شان برای مراسم ازدواج به خانه پدری می‌آیند. در این میان دایی خانواده که مخالف این ازدواج است و دلش می‌خواسته پسند با قاسم برادرزاده همسرش که حالا در خدمت سربازی است ازدواج کند، به شکل‌های مختلف بدقلقی می‌کند اما در نهایت تسلیم شده است. مهمانان – بچه‌ها و بزرگ‌ترها – هر کدام دنیا و دغدغه‌ای دارند و در میان هیاهوی جمع، پسند هم گاه‌وبی‌گاه با سکوت‌هایش انگار نشان می‌دهد که چندان در تصمیمش راسخ نیست. صبح روز پس از ضیافت شام با حضور خانواده و بستگان داماد، دایی که هنگام خوردن صبحانه به شکلی بازیگوشانه قند را در دهانش می‌اندازد بر اثر گیر کردن قند در مسیر تنفسش خفه می‌شود و می‌میرد. مجلس عروسی به عزا تبدیل می‌شود. قاسم هم که ندانسته به مرخصی می‌آید و پیداست که او هم پسند را دوست دارد، با واقعیت تلخ مرگ تنها حامی‌اش دایی‌عزت و ازدواج قریب‌الوقوع پسند روبه‌رو می‌شود. به همین دلیل پس از تعمیر رادیوی کهنه دایی، بی‌خبر خانه را ترک می‌کند و می‌رود؛ به این بهانه که مرخصی‌اش تمام شده. پسند که با مرگ دایی و دیدار دوباره قاسم تردیدهایش بیش‌تر شده، سر سفره شام در پاسخ به خواهرش که در واقع سؤال جمع را مطرح می‌کند و می‌پرسد حالا با حادثه مرگ دایی و پیشنهاد عقد غیابی و بی‌سروصدا (برای رسیدن به قرار تعیین‌شده سفارت آمریکا در کشوری دیگر) چه باید کرد، می‌گوید پس از چهلم دایی جواب خانواده داماد را خواهد داد. برق رفته بود که قاسم رادیو را تعمیر کرد و دوشاخش را به پریز زد. نیمه‌شب که همه در خواب هستند برق وصل می‌شود. پسند برمی‌خیزد تا چراغ اتاق‌ها را خاموش کند که آوای ترانه‌ای را می‌شنود. ردش را می‌گیرد و به اتاق دایی می‌رسد که رادیویش ترانه «بگو کجایی» کورس سرهنگ‌زاده پخش می‌شود.

نامزد 4 سیمرغ بلورین از جشنواره فیلم فجر
Ads

داستان فیلم سینمایی یه حبه قند

خلاصه داستان

قرار است پسند (پسندیده) دختر کوچک یک خانواده یزدی با پسری به نام کیوان از خانواده متمولی در همسایگی، که حالا مقیم آمریکاست، ازدواج غیابی کند و به آمریکا برود. چهار خواهر بزرگ‌تر خانواده (که برخی ساکن یزد و برخی مقیم شهرهای دیگرند) و همسر و فرزندان‌شان برای مراسم ازدواج به خانه پدری می‌آیند. در این میان دایی خانواده که مخالف این ازدواج است و دلش می‌خواسته پسند با قاسم برادرزاده همسرش که حالا در خدمت سربازی است ازدواج کند، به شکل‌های مختلف بدقلقی می‌کند اما در نهایت تسلیم شده است. مهمانان – بچه‌ها و بزرگ‌ترها – هر کدام دنیا و دغدغه‌ای دارند و در میان هیاهوی جمع، پسند هم گاه‌وبی‌گاه با سکوت‌هایش انگار نشان می‌دهد که چندان در تصمیمش راسخ نیست. صبح روز پس از ضیافت شام با حضور خانواده و بستگان داماد، دایی که هنگام خوردن صبحانه به شکلی بازیگوشانه قند را در دهانش می‌اندازد بر اثر گیر کردن قند در مسیر تنفسش خفه می‌شود و می‌میرد. مجلس عروسی به عزا تبدیل می‌شود. قاسم هم که ندانسته به مرخصی می‌آید و پیداست که او هم پسند را دوست دارد، با واقعیت تلخ مرگ تنها حامی‌اش دایی‌عزت و ازدواج قریب‌الوقوع پسند روبه‌رو می‌شود. به همین دلیل پس از تعمیر رادیوی کهنه دایی، بی‌خبر خانه را ترک می‌کند و می‌رود؛ به این بهانه که مرخصی‌اش تمام شده. پسند که با مرگ دایی و دیدار دوباره قاسم تردیدهایش بیش‌تر شده، سر سفره شام در پاسخ به خواهرش که در واقع سؤال جمع را مطرح می‌کند و می‌پرسد حالا با حادثه مرگ دایی و پیشنهاد عقد غیابی و بی‌سروصدا (برای رسیدن به قرار تعیین‌شده سفارت آمریکا در کشوری دیگر) چه باید کرد، می‌گوید پس از چهلم دایی جواب خانواده داماد را خواهد داد. برق رفته بود که قاسم رادیو را تعمیر کرد و دوشاخش را به پریز زد. نیمه‌شب که همه در خواب هستند برق وصل می‌شود. پسند برمی‌خیزد تا چراغ اتاق‌ها را خاموش کند که آوای ترانه‌ای را می‌شنود. ردش را می‌گیرد و به اتاق دایی می‌رسد که رادیویش ترانه «بگو کجایی» کورس سرهنگ‌زاده پخش می‌شود.

گونه / ژانر (2)

درام
خانوادگی

حواشی فیلم سینمایی «یه حبه قند» (2 حاشیه)

« یه حبه قند » ششمین فیلم بلند رضا میرکریمی هست.
رضا میرکریمی در خلال برگزاری جشنواره فجر درباره نحوه چیدمان هیئت داوران انتقاداتی را مطرح کرده بود که به مزاق هیئت داوران خوش نیامد و در نهایت هم با یکدیگر دست به یکی کردند تا این فیلم را نادیده بگیرند!.
سوالات نظرسنجی ( 8 سوال)

از دیدن این فیلم لذت بردید؟


فیلم ارزش یک بار دیدن را دارد؟


تا انتها مشتاق تماشای فیلم بودید؟


پایان فیلم راضی‌کننده است؟


بعد از پایان فیلم به آن فکر می کردید؟


فیلم از لحاظ فنی با کیفیت ساخته شده است؟


فضای فیلم با فرهنگ خانواده شما سازگار است؟


فضای فیلم مناسب کودکان است؟

نظر خود را ثبت کنید

ارزیابی مردم از فیلم یه حبه قند (از مجموع 10 رای)


سرگرم‌کننده
8.5
ارزش تماشا
9.5
جذاب
8
پایان مناسب
6.5
تفکربرانگیز
8.5
خوش ساخت
8.5
مناسب خانواده‌
9
مناسب کودکان
9

نظرات مردم (8 نظر)


نسیم
دوستش داشتم
0
8 هفته قبل

مهدی
مسخره
0
16 هفته قبل

السا
عالییییییییسیییی بببببببببببببببببببببووووووووووووووددددددد
1
16 هفته قبل

السا
من هم ۴ سال داشتم که دیدمش
ولی هنوز یادمه
چقدر قشنگ بود ... چقدر قشنگ بود
تا حالافیلمی از از موقعی که چهار ساله بودم به یاد ندارم
فقط میتونم بگم






























عالییییییییسیییی






















بببببببببببببببببببببووووووووووووووددددددد
0
16 هفته قبل

ا.س.ب
یه حبه قند شاهکاریه توی سینمای ایران، که به نظرم سخت ممکنه نظیرش پیدا بشه.
اونقدر ملموس و جذاب زندگی پاک و خالص ایرانی رو به تصویر کشیده و اونقدر قشنگ از شادی محض، فیلم رو به سمت غم میبره، که واقعا آدم رو متحیر میکنه.
اصلا حس نمیکنی داری یه فیلم تماشا میکنی، چون دقیقا یه زندگی واقعیه، دقیقا.
بعد از هر بار دیدنش واقعا حالم خوب میشه.:-) :-) :-)
1
17 هفته قبل

درسا
خیلی قشنگه 6ساله بودم که دیدمش ولی خیلی عالی بود
0
18 هفته قبل

*روژین*
عالی من با این فیلم خاطره دارم
4
35 هفته قبل

پرنده
یک فیلم که مطابق فرهنگ خانوادگی ما بود.
باورش کردم
برخی میگن قصه نداشت ولی بنظرم قصه داشت
3
1394/12/21