علی‌حسین بیات‎زرندی‎مطلق معروف به بابک بیات، آهنگساز، نوازنده، تنظیم‎کننده و بازیگر تلویزیون و سینما، سال ۱۳۲۵ در تهران متولد شد. بیات موسیقی فیلم را با فیلم «غریبه» که با همراهی واروژان ساخته شد، شروع کرد. بابک بیات، نامزدی دریافت جایزه‎ی سیمرغ بلورین فجر را برای فیلم «عروس» سال (۱۳۶۹)، مجدد نامزدی دریافت جایزه‎ی سیمرغ بلورین برای فیلم «عروس» سال (۱۳۷۵)، جایزه‎ی اول موسیقی فیلم برای فیلم «ساحره» در خانه‎ی سینما و بهترین آهنگسازی را برای صد سالگی سینما در جشن گزارش فیلم، را در کارنامه دارد. بابک بیات، در تاریخ ۵ آذر (۱۳۸۵) به علت نارسایی کبدی دیده از جهان فروبست.

تولد:

1325/03/23

تاریخ فوت:

1385/09/05 (سن: 60 سال)
برنده 1 و نامزد 6 سیمرغ بلورین از جشنواره فیلم فجر

سوابق کاری «بابک بیات»

آهنگ ساز

بازیگر

مدیر فیلم برداری
با خرید قانونی و شرعی فیلم‌های ایرانی، علاوه بر حمایت از تولید ملی می‌توانید در ادامه حیات صنعت تولید فیلم و سریال ایرانی نیز سهمی داشته باشید. علاوه بر این،‌ با دانلود آثار آن‌ها را همیشه در رایانه خود ذخیره خواهید داشت و دیگر نگران گم شدن DVD‌ فیلم‌ها نخواهید بود :)

بیوگرافی / زندگی‌نامه «بابک بیات»

علی‌حسین بیات‎زرندی‎مطلق معروف به بابک بیات در سال ۱۳۲۵ در شهر تهران به دنیا آمد. از سن ۱۹ سالگی در اپرای تهران و زیر نظر خانم اولین باغچه‌بان، آقای ثمین باغچه‎بان و نصرت‎الله زابلی با موسیقی کلاسیک و جهانی آشنا شد و در حدود پنج سال همکاری خود را با این اپرا ادامه داد. بعد از آن با محمد اوشال آهنگساز و رهبر ارکستر جاز فولکوریک دوستی عمیقی پیدا کرد که این دوستی به ادامه‎ی هارمونی و آکومپانی‎مان و فراگیری دیگر اشتیاقات موسیقایی بیات منجر شد. ایرج جنتی عطایی شاعر و ترانه‎سرا و نمایشنامه‎نویس که از دوران کودکی تا قبل از انقلاب با بابک بیات همگام با هم موسیقی ترانه را ادامه دادند، در زندگی بیات و خانواده‎اش بسیار مؤثر بود، که این دوستی به ساخت ترانه‌های بسیاری از جمله: «غریبه»، «جنگل»، «بن‌بست»، «خونه»، «فریاد زیر آب»، «علی کنکوری»، «تپش»، «خاتون»، «سایه»، «خورجین» (بانوی شرقی)، «فصل بد خاکستری» (روح بزرگوار)، «سقف»، «هیچ‌کسی مثل تو نبود»، «طلایه‎دار» (ای بزرگ موندنی) و بسیاری ترانه‌های دیگر منجر شد.

بابک بیات موسیقی فیلم را با فیلم «غریبه» که با همراهی واروژان ساخته شد، شروع کرد. بعد از فیلم «غریبه»، بیات موسیقی فیلم‌هایی نظیر «خوشید در مرداب»، «شب آفتابی» (با ترانه عروسک قصه من)، «برهنه تا ظهر با سرعت»، «فریاد زیر آب»، سریال «چنگک» و بسیاری موسیقی فیلم‌های دیگر را ساخت.

بعد از انقلاب بابک بیات فعالیت موسیقی را در شرکت "ابتکار"، همراه با دوستش ابراهیم زال‎زاده و با کاست «قاصدک»، زندگی‎نامه صمد بهرنگی و بصورت ترانه‌های کودکانه خانم سیمین قدیری آغاز نمود. پس از آن کاست «خروس زری پیرهن پری» را به همراه احمد شاملو و کاست‌های «سکوت سرشار از ناگفته هاست» و «چیدن سپیده دم» را با صدای احمد شاملو موسیقی ساخت.

بابک بیات موسیقی فیلم را در بعد از انقلاب با فیلم «مرگ یزد گرد» ساخته‎ی بهرام بیضایی ادامه داد و در سال (۱۳۶۲) موسیقی فیلم‌های «نقطه ضعف» و «ریشه در خون» را ساخت و در سال‎های بعد برای فیلم‌های «شاید وقتی دیگر» و «مسافران» ساخته‌های بهرام بیضایی، سریال «سلطان و شبان»، «کشتی آنجلیکا»، «عروس»، «پرده آخر»، «طلسم»، «مرسدس»، «جهان پهلوان تختی»، «دستهای آلوده»، «اتوبوس»، «قرمز»، «دو زن»، «شیدا» و در حدود ۹۰ فیلم سینمایی موسیقی نوشت و آخرین سریالی که وی برای آن موسیقی ساخته‎است سریال «ولایت عشق» است.

از دیگر فعالیت‎های بابک بیات در این سال‎ها ساخت قطعه‎ی کرال و ارکسترال «سرزمین خورشید» بود، که در سال (۱۳۷۶) توسط ارکستر سمفونیک تهران و به رهبری استاد «فریدون ناصری» اجرا شد.

بابک بیات در کنار ساخت موسیقی، حدود هشت سال در دانشگاه‌های "تهران" مشغول به کار بود و موسیقی فیلم تدریس می‌کرد.

در سال (۱۳۸۱) در مراسمی که در شیراز برگزار شد از بابک بیات و چهار هنرمند بزرگ دیگر ایران تقدیر به عمل آمد. همچنین در همین سال و در مراسمی دیگر از بابک بیات به خاطر یک عمر تلاش در زمینه‎ی ترانه‎ی ایران تقدیر شد که در این مراسم پیام‎هایی از ایرج جنتی عطایی، بهرام بیضایی قرائت گردید.

بابک بیات آهنگسازی آثاری نظیر؛ «تنها مرد محله» (1351)، «شیرتوشیر» (1351)، «کیفر» (1352) «خورشید در مرداب» (1352)، «هیاهو» (1353)، «مسلخ» (1353) «تنها حامی» (1355)، «فریاد زیر آب» (1356)، «برهنه تا ظهر با سرعت» (1355)، «مرگ یزد گرد» (1360)، «نقطه ضعف» (1362)، «سلطان و شبان» (1362)، «راه دوم» (1363)، «ریشه در خون» (1363)، «مترسک» (1363)، «آتش در زمستان» (1364)، «اتوبوس» (1364)، «جستجو در شهر» (1364)، «صاعقه» (1364)، «مرسدس» (1376)، «جهان پهلوان تختی» (1376)، «ساحره» (1376)، «قرمز» (1377)، «معصوم» (1377)، «فریاد» (1377)، «دوزن» (1377)، «شیدا» (1377)، «ولایت عشق» (1378)، «دستهای آلوده» (1378)، را برعهده داشته‎است.

وی همچنین نوازندگی فیلم‎هایی نظیر؛ «خاکستری» (۱۳۵۶)، «بت‌شکن» (۱۳۵۵)، «مراد برقی و هفت دخترون» (۱۳۵۳)، «علی کنکوری» (۱۳۵۲)، «شیرتوشیر» (۱۳۵۱)، «غریبه» (۱۳۵۱)، «فدایی» (۱۳۵۱)، را در کارنامه دارد.

بابک بیات در فیلم‎های سینمایی نظیر؛ «سگ کشی» (۱۳۷۹)، «متولد ماه مهر» (۱۳۷۸)، «هیوا» (۱۳۷۷)، به نقش‎آفرینی پرداخته‎است.

بابک بیات، نامزدی دریافت جایزه‎ی سیمرغ بلورین فجر را برای فیلم «عروس» سال (۱۳۶۹)، نامزدی دریافت جایزه‎ی سیمرغ بلورین برای فیلم «عروس» سال (۱۳۷۵)، جایزه‎ی اول موسیقی فیلم برای فیلم «ساحره» در خانه‎ی سینما و بهترین آهنگسازی را برای صد سالگی سینما در جشن گزارش فیلم، را در کارنامه دارد.

بابک بیات، در تاریخ ۵ آذر (۱۳۸۵) به علت نارسایی کبدی دیده از جهان فروبست و در بهشت زهرا به خاک سپرده شد.

بابک بیات همیشه از دوستانش مانند محمد اوشال، ایرج جنتی عطایی، خسرو شریف‎پور و مهندس فریدون حمیدی که مشوق وی بودند یاد می‌کرد. از دوستیش با ایرج جنتی عطایی و خاطراتشان، از سفرش با احمد شاملو به کشور سوئد که موسیقی‎اش صدای شاملو را در شب‎های شعر در کنسرت هوست و چند جای دیگر که به چند ماه انجامید همراهی می‌کرد، و از خاطراتش بانصرت رحمانی:
«زندگی بازیست، ما خود صحنه می‌سازیم تا بازیگر بازیچه‌های دیگران باشیم، وای زین برد روان فرسای، من بازیگر بازیچه‌های دیگران بودم، گرچه می‌دانستم این افسانه را از پیش، زندگی بازیست.»
وزمزمه می‌کرد شاملو را که:
«همه لرزش دست و دلم، از آن بود که عشق پناهی گردد، پروازی نه گریزگاهی گردد، آی عشق آی عشق چهره آبیت پیدا نیست.»
از شفیعی کدکنی می‌گفت. از ایرج جنتی عطایی می‌گفت و از پرسه‌های در کوچه پس کوچه‌های جنوب شهر تهران. از سینما رفتن‌های ساعت ۱۱ صبح و سینما نیاگارا. از اسفندیار منفردزاده و و دوستی‌های قدیمی و از ملودیهای وی که از بچه تهران قدیم صحبت می‌کرد. از جمعه، از رضا موتوری، فرهاد مهراد و شهیار قنبری. از واروژان، از محمد اوشال و رفاقت‎هایشان که حتی بلندای بلندترین سپیدارها هم به اندازه‎ی آن نیست. از بهرام بیضایی و استادی و احاطه‎اش در موسیقی فیلمی که قرار است برایش نوشته شود. از احمد شاملو و همسرش آیدای مهربان.
مرگ پسرش در زندگی بابک بسیار اثرگذار بود. پسرش «مانی» که ده سال از بهترین دوران زندگی بابک را رقم زد تنها سرمایه‎ی ذهنی پدرش بود. بعد از مانی، بابک صاحب پسران دیگری شد به نام‎های "بامداد" و "باربد". نام دختر ایشان "غزل" است.
بابک به زندگی گذشته‎ی خود می‌بالید و از بیان آن ترسی نداشت. از محله‌های جنوب شهر تهران و از آشنایی با ایرج جنتی عطایی در همین محله‌ها. سرآسیاب دولاب، خیابان شهباز، شکوفه، کرمان، و آن همه خاطره از خانه محقری که حتی کوچکترین صدایی به گوش همسایه‌ها نمی‌رسید و آغاز آهنگسازیش از همین خانه محقر ۴۸ متری بود؛ و خاطرات شیرین زندگی گذشته‎اش با پدر و مادر و دو برادرش که سراسر تعریف از عاطفه و مهربانی و فداکاری والدینش برای وی بود. زمزمه کردن هنگام رفتن به دبیرستان با کفش سوراخ و ساختن ملودی تازه، در حالی که سرمای طاقت فرسا از سوراخ کفش تمام وجودش را فرا گرفته بود. میدان ژاله، چهارراه آبسردار و راه مدرسه و پدرش که دوست داشت وی یک ورزشکار شده و به دانشگاه "افسری" برود و زندگی نظامی را شروع کند. اما وی با این تفکر پدر جنگید و موسیقی را دنبال کرد و به همین دلیل بدون حمایت پدر راه خود را ادامه داد.

در دنیای اینترنت

نظرات مردم (1 نظر)


رضا سعیدی نیا
خدا رحمتشون کنه نابغه بودند فقط همینو می تونم بگم
0
1395/06/07